برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٤ - فصل بيست و هفتم
حضرت صادق ٧ را داشتم، مؤمن طاق[١] گفت: براى من نيز اجازه شرفيابى بگير، قبول نمودم، و چون شرفياب شدم جريان را بعرض مبارك رساندم، فرمودند: او را اجازه ورود مده، عرض كردم: جانم فدايت، اتصال و دوستى او بشما، و بحث و مناظرههاى او در باره اين خانهدان، و اينكه در مناظره و بحث احدى از خلق خدا بر او غالب نشود، و هيچ كس او را محكوم نتواند كرد بر شما معلوم است، فرمودند: نه چنين است، بلكه يك طفل دبستانى او را محكوم نمايد و بر او غالب آيد، عرضه داشتم: فدايت گردم، او ارفع و اجل از اين است، و چگونه چنين باشد و حال اينكه با تمام اهل اديان مناظره نموده و همه را محكوم كرده و بر آنان غالب شده است؟ فرمودند: اگر طفلى دبستانى باو بگويد:
آيا بامر امام خود با مردم مناظره نمائى يا بدون امر او اقدام باين امر نمائى؟ چون نتواند دروغ بگويد در جواب او خواهد گفت: بامر امام نيست، پس خواهد گفت: چون بىاجازه
[١] هو ابو جعفر محمد بن على بن النعمان احول كوفى ثقه است، از حضرت على بن الحسين و حضرت باقر و حضرت صادق : روايت نموده است، و در مناظره با مخالفان و رد بر ايشان يدى طولا داشته است، كه مخالفان او را شيطان الطاق ناميدهاند.
و با ابو حنيفه حكايات زيادى دارد، از جمله بعد از وفات حضرت صادق ٧ ابو حنيفه باو گفت: امام تو مرده فورا در جواب او گفت: اما امام تو از منظرين است و تا وقت معلوم نميرد، يعنى امام تو شيطان است.
و از جمله روزى باو گفت: آيا تو قائل برجعت هستى؟ گفت: آرى، گفت: پانصد دينار بمن قرض بده تا در وقت رجعت بتو بازدهم، فورا گفت: ضامنى بمن بده كه در وقت رجعت تو بصورت انسان برگردى؛ زيرا كه من مىترسم كه بصورت ميمون برگردى و من ترا نشناسم و نتوانم طلب خود را از تو دريافت نمايم.
و از آن جمله، روزى ابو حنيفه باو گفت: بمن رسيده است كه: هر گاه شخصى از شما بميرد دست چپ او را مىشكنند كه نامه عمل او بدست راست او داده شود، گفت: اين دروغ است، و لكن بمن رسيده است كه هر گاه شخصى از شما بميرد يك سبوى آب در ما تحت او بريزند( امالهاش نمايند) كه روز قيامت تشنه نشود، ابو حنيفه گفت: اين هم مثل اولى دروغ است.
و غير اينها از حكاياتى كه در كتب مفصله مذكور است.