برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٥٧ - فصل صد و پنجاه و سوم -(نامه على
است، پس آنان عترت من و از گوشت و خون منند، بخداوند از دشمن ايشان و منكر فضل و مقام ايشان و قطعكننده صله مرا از ايشان، شكايت نمايم.
پس ما اهل بيت شجره نبوت، و معدن رحمت، و محل آمد و شد ملائكه، و موضع رسالت هستيم، و مثل اهل بيت من در اين امت مثل كشتى نوح است كه هر كس بر آن سوار شد نجات يافت و هر كس از آن تخلف نمود هلاك شد، و مثل باب حطه در بنى اسرائيل است كه هر كس داخل آن شد آمرزيده شد، پس هر پرچمى بيرون آيد كه از اهل بيت من نباشد پرچم دجالى است.
بدرستى كه خدا براى دين خود گروهى را برگزيده است كه، آنان را براى قيام بدين خود و يارى كردن آن اختيار نموده است، و بكلمه اسلام آنان را پاكيزه نموده است، و فرائض قرآن و عمل بطاعت خود را در شرق و غرب عالم بايشان وحى و تعليم فرموده است، همانا خدا شما را باسلام و اسلام را بشما اختصاص داده است؛ و اين براى آنست كه آن محكم ترين سلامت، و جامعترين كرامتها است، كه خداوند منهج و راه آن را برگزيده است، و آن را وصف نموده است، و ريسمانهاى آن را از ظاهر علم و باطن حلم (حكمت خود) داراى حلاوت و مرارت، پيوند و محكم نموده است، پس هر كس باطن خود را پاكيزه نمايد عجائب مناظر خود را در واردات و صادرات امور به بيند، و هر كس با فطانت آنچه در باطن است درك نمايد اسرار آن را درك نموده، و عجائب امثال و سنن را مشاهده نمايد، پس ظاهر آن نيكو و شگفت- آور، و باطن آن عميق و پر معنى است، و غرائب آن فانى نشود، و عجائب آن سپرى نگردد، در اوست مفاتيح كلام، و چراغهاى ظلام، باب خيرات گشوده نشود مگر بكليدهاى آن، و كشف ظلمات نگردد مگر بچراغهاى آن، در آنست فصل و وصل، و بيان، و اسم اعلى مرتبه[١] كه بهم پيوستهاند و با هم مجتمع و متفقند، اصلاح نكنند مگر با هم، اصلاح كارها
[١] از علامه مجلسى قدس سره از جلد فتن بحار الانوار نقل شده كه: مراد به دو اسم اعلا مرتبه( الاسمين الاعلين) كلمه توحيد و قرآن و اهل بيت است.