برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٨ - فصل نود و هشتم
و شرائط مباشرت آن را بدانند، و كسيرا اختيار نمايند كه صلاحيت اين كار را داشته باشد، و كاملا بوظايف آن قيام نمايد، بلكه غير از ظن و گمان ضعيفى بصلاح ظاهرى راه ديگرى ندارند.
و آيا عقل و دانش هيچ عاقلى قبول ميكند كه اختيار و انتخاب مردمانى كه نه از راه مباشرت و ظاهر، و نه از راه مكاشفه و باطن، عالم بتفصيل و شرائط آنچه براى شخصى كه اختيار ميكنند لازم و محل حاجت است، نيستند، براى حاضرين و غائبين حجت بوده باشد؟
و آيا اين كار غلط و خطاى فاحش نيست؟
از كجا آنان كه براى خود امام معين ميكنند معرفت بتدبير امور لشكرى و كشورى، و عمارات اراضى، و طريق اصلاح ميان مردم و رفع اختلافات ايشان دارند، پس ناچار كسيرا اختيار نمايند كه قيام بآنچه نداند و براى جامعه مضر باشد نمايد، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ پناه بر خدا از چنين شخص و كسانى كه از وى پيروى نمايند.
و نيز گوئيم: كه چه كسانى آنان را كه براى مسلمانان اختيار امام مينمايند معين كردهاند؟ و كى حق اين انتخاب را بايشان داده است؟ و از كدام مذهب هستند؟ چون مذاهب قائلين باختيار و انتخاب مختلف است، و حد و مقدار علم آنان چه قدر بايد باشد تا بتوانند اين كار را بنمايند؟ و عدد آنان چه قدر است؟ و آيا از يك شهر و بلد بايد باشند يا بايد از بلاد متفرقه بوده باشند، و آيا قبل از اختيار امام احتياج بمسافرت باطراف دارند كه بدانند چه كسى براى اين كار صلاحيت دارد؟ و آيا خبر دادن باطراف لازم است كه مردم را از قصد خود آگاه نمايند، كه اگر كسى از غير بلد ايشان صلاحيت براى اين كار را دارد، يا از ديگران ارجح است معرفى نمايند، يا احتياج بهيچ يك از اينها نيست و بدون تفحص و مراجعه بعلماء بلاد اسلام خود ميتوانند اختيار و انتخاب امام نمايند.
و چون معلوم است كه فحص و تحقيق از تمام اين جهات غير ممكن است، و اقامه حجت بر صحت اين اختيار و لزوم آن، در مقام عدل الهى نيز غير ممكن و متعذر است، و هم