برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٠ - فصل صد و سى و دوم
تو گردد، كار من بدين منوال بود كه براى تو بيان نمودم، و هميشه در ترك معاشرت با اهل دار غرور از مالك يوم نشور طلب خير نموده، تا اينكه انتقال مرا از حله با اهل و عيال بمشهد پدرت امير المؤمنين ٧ اختيار فرمود، و من در آن مكان شريف غالبا از مردم كنارهگيرى نموده و غير از اوقات كمى، از اجتماعات و معاشرت با مردم بر كنار بودم، و بدين سبب مشمول عنايتهاى بسيار خداوند جل جلاله در دين و دنيا قرار گرفتم، كه سراغ ندارم مثل آن را باحدى از ساكنين آن مقام مكين عنايت فرموده باشد، پس از آن انتقال مرا با اهل و عيال بمشهد جدت حسين ٧ اختيار فرمود، و آن حضرت جد تو است از طرف مادر؛ زيرا كه جده تو ام كلثوم دختر حضرت امام زين العابدين ٧ است، و آنجا محلى است كه از مردم و بلاد دور است، زيرا كه مشهد مولاى ما على ٧ نزديك است بكوفه كه محل آمد و رفت مردمان است، و اين رساله را در اوقاتى كه در جوار حرم حسينى ٧ اقامت داشتم نوشتم، در حالتى كه از مردم و مشغولكنندگان منعزل بوده، و از عالميان بركنار بودم.
پس از آن بخاطرم رسيد كه اگر سه سال در آن مشهد مقدس بمانم و عمرى باشد استخاره نمايم كه بمجاورت مولاى ما مهدى ٧ و پدر و جدش : (بسر من راى) مشرف گردم، كه براى عزلت و كنارهگيرى از مردم بهتر است؛ زيرا كه از بلاد و آشنايان دور افتاده است، و گويا صومعهايست كه در بيابانى واقع شده است، و از خداوند اميدوارم كه باين آرزوى خود برسم، و احدى در مجاورت اين مشاهد مشرفه سهگانه بر من سبقت نگرفته باشد و باين فضيلت مشرف نشده باشد؛ زيرا كه احدى را سراغ ندارم كه با اهل و عيال بهر يك از اين مشاهد مشرفه منتقل شده باشد چنان كه من منتقل شدم، و خداوند جل جلاله بفضل و كرم خود اين كار را براى من ميسر فرموده و توفيق آن را عنايت نموده است، و انشا اللَّه اين وسيله آنست كه ما را در جوار رحمت خود قرار دهند، و احسان و كرم خود را شامل حال ما فرمايند، و در مسرت و خورسندى خود شريك و سهيم فرمايند،
فصل صد و سى و دوم
و اى فرزندم محمد، كه خداوند جل جلاله ببركت آباء