برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٦٥ - فصل شصت و يكم
اجماع و اتفاق نمودند بر اينكه ريختن خون عثمان بن عفان حلال است، و مبادرت بر قتل او واجب است، و غسل و نماز و دفن او جايز نيست، و با اين عقيده او را بقتل رساندند، و سه روز بدن او را گذاشته و اقدام بدفن او نكردند، تا اينكه بعضى از بنى اميه پوشيده از صحابه و تابعين و صلحاء او را دفن نمودند.
و بعد از اين اجماع و تواتر و بىزارى جستن از او، و حكم بخروج او از دين اسلام، ورق را برگردانده، و بتكذيب صحابه و اهل مدينه، و ساير مسلمانان مبادرت نموده و آنان را مورد طعن قرار دادند، و در تمام دنيا ايشان را مفتضح و رسوا نمودند، و بمدح و تعريف و ثناخوانى عثمان از راه بهتان و افترا شروع كردند، و بر تمام اهل مدينه، و اعيان صحابه طعن زدند، و گفتند: ممكن است كه تمام آنان اجتماع بر محال نمايند، و ريختن خونى كه خدا حرام كرده است حلال دانند، و اين نه تنها طعن بر آنان است بلكه طعن بر رواياتيست كه از ايشان نقل نمايند، و هدم بنيان احكام و قواعد اسلام است كه از ايشان روايت نمايند؛ زيرا كه ظهور اصل دين و احكام آن نبوده است مگر بسبب ايشان.
و كار تعصب در باره عثمان بجائى رسيد كه بالاى منا بر او را بمدح و تعظيم ياد نمودند، و پيش يهود و نصارى و دشمنان دين با اين متناقضات دور از عقل و خرد مسلمانان را مفتضح و رسوا كردند، و حال اينكه بر آنان لازم بود كه براى تزكيه و تبرئه صحابه و تابعين و پيروان ايشان، بكلى ذكر عثمان را ترك نمايند، و گند ذكر نام او را در ميان ملت نبوى از بين برده و مخفى و پوشيده بدارند؛ تا اينكه بهيچ وجه يادى از او نشود، و ذكرى از وى بميان نيايد. آيا از چنين جاهلان متعصبى كه حالشان را دانستى، مخالفت با جدت محمد ٦، و تعصب بر عليه پدرت على ٧ بعيد خواهد بود؟ (حكومت آن با اهل انصاف است).
فصل شصت و يكم
و اين گونه از امور بعيد نيست از مردمى كه در ميان ايشان مثل على بن الحسين ٧ بود كه مادر او دختر كسرى پادشاه ايران است كه از اعاظم ملوك