برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٥ - فصل هيجدهم
بر دليلى كه بآن اشاره شد برآيد؟ و از آنان كه محتاج باشاره و تنبيه بان هستند مستور و پوشيده دارد؟ و در مقام تعليم كسانى كه بر فطرة اسلام متولد شدهاند بوده باشد و اين منت عظيمى كه خداوند در اين هدايت فطرى بر آنان نهاده بآنان معرفى ننمايد. در حالتى كه در قرآن كريم تلاوت مينمايد و از زبان بىزبانى خداوند ميشنود كه بحضرت سيد المرسلين ٦ ميفرمايد: يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ (سوره حجرات (٤٩) آيه ١٧ يعنى منت مينهند بر تو كه اسلام آوردند بگو منت مگذاريد بر من اسلامتان را بلكه خدا منت ميگذارد بر شما كه هدايت كرد شما را براى ايمان اگر هستيد راستگويان) و ميفرمايد: وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً (سوره نور «٢٤» آيه ٢١ يعنى و اگر نبود فضل و رحمت خدا بر شما هرگز پاكيزه نميشد از شما هيچ كس).
پس اى فرزندم، آيا مىبينى معرفت بخداوند را مگر از خدا و بخدا و اينكه او است كه بآيات شريفه قرآن بايمان هدايت مينمايد، و او است صاحب منت بر بندگان در شناساندن خود بايشان، و اگر فضل و رحمت حضرتش نبود هيچ كس در هيچ تكليفى تزكيه و پاكيزه نميشد، و از طريق ضلالت و گمراهى بشاه راه هدايت و سعادت راهنمائى نميشد.
فصل هيجدهم
و اى فرزندم كه خدايت بالهام غيبى گراميت بدارد، و ترا از اعيان و اشراف دنيا و آخرت قرار دهد: بدان كه از جمله ادله كه دلالت دارد بر اينكه معرفت الهى بآنچه بدان اشاره شد حاصل مىشود نه بآنچه اصحاب كلام ميگويند، اينست كه هر مكلفى كه بر فطرت اسلامى متولد شده باشد در حالتى كه آزاد و عاقل و رشيد باشد هر گاه مرتد شود. باينكه كارى كند، يا حرفى بزند كه ظاهر شرع حكم بارتداد او نمايد، همانا امر بقتل او نمايند، و گويند: از فطرة اسلام مرتد شده است، و بعبارت ديگر گويند: مرتد فطرى است، و حكم بمباح بودن خون و مال او نمايند، و شهادت بكفر بعد از اسلام وى