برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٧ - فصل صد و چهل و ششم -(در تقاضاى سيد از خليفه براى ملاقات تاتار)
ذليل گردد.
و بدان كه تمام دنيا و آنچه در آنست ملك واهب و موجد آنست، و نيكوترين چيزى كه در راه مراد و مطلوب پديد آورنده آن انفاق شود همانا ذخاير عقول است، و چه كسى باجساد و ارواح و عقول اولى و احق از خداوند است كه تو و آنچه در دست تو است همه از وجود و كرم او است.
پس هر گاه ترا بسوى خود دعوت نمايد، بر حذر باش از اينكه از بذل جان و مال در راه او دريغ نمائى؛ زيرا كه اگر تو در بذل آن دريغ نمائى و بخل روزى ناچار عزرائيل ٧ و اعوان او از تو سلب خواهند نمود، و شرف خدمت و طاعت و تسليم در مقابل حضرتش، و بذل مال و جان در راه اعزاز و تقويت دين او جل جلاله كه بسيار در نزد حضرتش عزيز و محترم است از تو فوت خواهد شد.
فصل صد و چهل و ششم- (در تقاضاى سيد از خليفه براى ملاقات تاتار)
و اى فرزندم كه خداوند بر طريق اخلاص ثابتت بدارد، و نام ترا در ديوان خاصان خود ثبت فرمايد، بدان كه: چون تاتار و تركها بر بلاد خراسان غالب شدند، و در اين بلاد طمع كردند، و لشكريانشان در زمان مستنصر خليفه عباسى جزاه اللَّه عنى بما هو اهله تا نزديكيهاى بغداد رسيدند، من بامير (قشمر) كه در آن وقت امير لشكر بود و در خارج بغداد با عده و عدد خيمه زده بودند، و هر آن ترس از هجوم لشكريان تاتار را داشتند، و در شهر بغداد هم اعلان جهاد داده بودند، نوشتم كه: از خليفه براى من اذن بگير، و نامه مرا هم بر او عرضه بدار، كه مرا براى تدبير در اين امر مهم اجازت دهد، بشرط اينكه آنچه من بگويم بگويند و هر جا ساكت شوم ساكت بمانند، تا كار را با بيان و نطق و تدبير اصلاح نمايم؛ زيرا كه بيضه اسلام در خطر است، و كسى كه اصلاح ميان مردم را ترك نمايد خداوند معذورش ندارد، و در نامه خود نوشتم كه: من با زره وعده