برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٤٣ - فصل صد و پنجاه و دوم -(نامه امير المؤمنين
خدا، وليد بن عقبه را عامل خود قرار داد، و خالد بن عرفطه عذرى را بر كتاب خدا مسلط كرد كه آن را پاره كرده و بسوزانيد.
و من در جواب شما گفتم: تمام اينها را ميدانم و لكن امروز قتل او را صلاح ندانم، و زود است كه دوغ در مشك كره خود را خارج نمايد (كنايه از آنست كه بزودى نتيجه كارها ظاهر گردد و مطلب بر همه كس روشن شود) پس بآنچه گفتم اقرار و اعتراف نمودند.
و اما اينكه ميگوئيد: ما طلب خون عثمان نمائيم، همانا دو پسران او عمرو و سعيد حاضرند ايشان را واگذاريد تا خون پدر مطالبه نمايند، چه وقت طايفه اسد[١] و طايفه تيم[٢] اولياء بنى اميه بودهاند؟ پس ناچار محكوم شده، و از جواب عاجز ماندند.
پس از آن عمران بن حصين خزاعى صاحب رسول خدا ٦ كه در مدح او احاديثى وارد شده است[٣] بر پاى خواسته و گفت: اى طلحه و اى زبير بيعت ما را با على براى بيعت با خود نشكنيد، و ما را از اطاعت على خارج نكنيد، و بر شكستن بيعت او وادارمان منمائيد؛ زيرا كه رضاى خدا در آنست، آيا در خانههاى شما جاى شما نبود كه ام المؤمنين را از خانهاش بدر آورده و بدينجا آورديد؟ و شگفت در مخالفت او است با على و مسافرت اوست با شما، پس خود را از ما باز داريد، و از راهى كه آمدهايد برگرديد كه ما بنده كسى كه
[١] زبير بن عوام بن خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصى بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى، قرشى اسدى، مادرش صفيه دختر عبد المطلب است، پس وى پسر عمه رسول خدا و برادرزاده خديجه ام المؤمنين است.
[٢] طلحة بن عبيد اللَّه بن عثمان بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه، قرشى تيمى است، بدين سبب ميفرمايد:
چه وقت طايفه أسد و تيم اولياء بنى اميه بودند.
[٣] در نسخه بجاى( جاءت فيه الاحاديث) كه ترجمه شده( جاءت منه الاحاديث) است، يعنى از او احاديثى رسيده است، يعنى جزء محدثين بوده است.