برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٧ - فصل نهم
فصل ششم
و از نعمتهاى الهى بر من اينست كه بفضل باهر خود در زمان دولت اسلام بخلعت وجود گرامى و مشرفم فرموده است، دولتى كه پس از آنكه انوار شمس آن بنور جد بزرگوارم محمد ٦ اشراق نموده، و ببركت نبوت آن حضرت از قيود نحوست رهائى يافته، و بسبب هدايت آن وجود مبارك از قيد بندگى و شدائد و بلاها آزاد شده، شريفترين دولتهاى انام و خلق روى زمين است.
فصل هفتم
و از نعمتهاى الهى بر من اينست كه مرا از پدرانى بوجود آورده است كه همه با عقايد درست بمراد و مقصود حضرت معبود ظفر يافتهاند، و در شهرى خلعت هستيم عنايت فرموده است كه محل و منشأ فرقه ناجيه بوده و هست، و نزديك باعلام مشاهد مشرفه واقع است «كه از طرفى بنجف اشرف، و از جانبى بكربلاى معلا، و از ستمى بكاظمين و سامراء على مشرفها السلام نزديك و قرب جوار دارد)
فصل هشتم
و از نعمتهائى كه خداوند جل جلاله امر باظهار و تعظيم آن فرموده است اينست كه معرفت خود را بطورى بمن الهام فرموده است كه احتمال خطر تلبيس، و كدورت تدليس را در آن راهى نيست، و هر كس مرا بچشم عيان، و نور ايمان مشاهده نمايد لسان حال مرا موافق و شاهد گفتارم خواهد ديد، و بديدن من بىنياز از دليل و برهان خواهد بود، و من در بعضى از كتابهاى خود، كه از درياى كرم مالك لطيف اعتراف نمودهام بشمه از كيفيت و راههاى اين معرفت اشاره كردهام. و له جل جلاله الحمد الكامل السرمد
فصل نهم
بدان كه من قبل از ظهر نيمه محرم از سال ششصد و نه هجرى قمرى وارد مرحله شصت و يكمين از عمر شدم؛ زيرا كه ولادتم قبل از ظهر روز پنجشنبه نيمه محرم سال پانصد و هشتاد و نه در حله سيفيه[١] بوده و فرزندم محمد كه خدايش بنهايت مطلوب
[١] وجه تسميه حله بحله سيفيه براى آنست كه اول كسى كه آنجا عمارت كرده و در آنجا نزول نموده امير سيف الدوله صدقة بن منصور بن على بن مزيد اسدى است، و بدين سبب آن را حله بنى مزيد نيز گويند، كه در زمان سلجوقيان در محرم سال چهار صد و نود و پنج آنجا را كه بيشه پر از سباع بود و جامعين نام داشت مضرب خيام اقبال قرار داد و باندك روزى عمارت آن نموده از نفايس بلاد عراق شد( ملخص از مجالس المؤمنين)