برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٢ - فصل بيست و ششم
فصل بيست و ششم
اى فرزندم محمد و اى كسانى كه اين كتاب را مطالعه مينمائيد، بدانيد: كه من اين مطالب را از روى جهل بعلم كلام و آنچه در آن است از سؤال و جواب، و نقض و ابرام نگويم؟ بلكه آنچه محل حاجت است از آن دانستهام و كتابهائى در اين علم خواندهام، پس از آن آنچه بىنيازكننده از آنست دانستهام، و در خطبه كتاب (المحجة لثمرة المهجة) چگونگى اشتغال خود را باين علم. و اينكه نزد چه كسانى اشتغال داشته، و اينكه چه سبب شد كه از ضايع كردن عمر در پيروى نمودن از ايشان صرف نظر نمودم ذكر كردهام.
و لكن تو اى فرزندم محمد كه خداوند در عمر و معرفت تو بركت دهد، و بر شرف تو در دنيا و آخرت بيافزايد، بدان كه، هر گاه استاد بشخص مبتدى بگويد: براى تو راهى به معرفت خدا نيست مگر بنظر كردن در جوهر و جسم و عرض، و اينكه حادث بودن جسم ثابت نشود مگر بحركت و سكون- چنانچه قبلا بآن اشاره شد- البته مبتدى بر حسب فطرت خود اين مطالب را درك نكند، و زيادى اعراض را بر اجسام نداند، و بآن انس و و آشنائى ندارد، و بچشم سر هم زيادى حركت و سكون را بر جسم منتقل از مكان به مكانى حس نميكند، بلكه ادراك و فهم اين مطالب محتاج بزحمت و مشقت زياد. و صرف كردن وقت بسيار در تصور حد جسم و تصور عرض و تحقيق زيادتى آنها بر اجسام، و حفظ آن چه بآن تعلق دارد از معنى و كلام است.
و چه بسا استاد خود در مقام تعريف اين مطالب از اينكه الفاظ متداول در نزد اهل اين فن را تغيير دهد عاجز است، و نتواند بعباراتى روشنتر كه در خور فهم مبتدى باشد بيان نمايد، بلكه خود او هم در حقيقت مقلد ديگران و پيرو ناقلين آن الفاظ است و در مقام استدلال بقول فلان و فلان تمسك نمايد، و گويد: كه اقوال و نظريات آنان در اين مطالب و معانى معتبر و بمنزله دليل و برهان و حجت است.
و بر فرض اينكه بوسيله استاد زيادى حركت را بر اجسام بفهمد، زيادى سكون را