برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٥ - فصل نود و هشتم
اسلام را واگذاشته و احمد بن حنبل را بامامت اختيار نمودى؟ آيا دليلى از كتاب خدا يا سنت من دارى؟ مگر مسلمانان طريق حق را ندانسته بودند تا اينكه احمد بن حنبل آمده و امام ايشان شده و حق را بآنان آموخته است؟ آيا احمد بن حنبل عقايد و علم خود را از كه اخذ نموده و بايشان آموخته است؟ و اگر مسلمانان راه حق را دانستهاند، بلكه اصل و منشأ عقيده احمد بن حنبل آنان بودهاند، پس چرا آنان امام و پيشواى تو و احمد بن حنبل نبوده باشند؟
چون اين كلام را از من شنيد، گفت: جوابى براى محمد ٦ ندارم، باو گفتم:
اگر ناچار بايد از عالمى از علماى امت تقليد نمائى بيا و از اهل بيت پيغمبر خود تقليد كن؛ زيرا كه اهل بيت هر كس بعقيده و اسرار او از اجانب و بيگانگان داناترند، پس آن مرد حنبلى از مذهب خود توبه نموده و بمذهب حق رجوع كرد.
فصل نود و هفتم
و نيز روزى به بعضى از حنبلىها گفتم. آيا گذشتگان و پدران تو كه قبل از احمد بن حنبل تا زمان پيغمبر ٦ بودهاند افضلند؛ يا گذشتگان و پدران تو كه بعد از او بودهاند؟ لا بد خواهى گفت: آنان كه قبل از احمد بن حنبل بودهاند افضلند؛ زيرا كه بصدر اول و عهد پيغمبر ٦ نزديكترند، در اين صورت براى چه از عقايد و طريقه آنان عدول نموده، و از احمد بن حنبل و اتباع او پيروى مينمائى؟ و حال اينكه آنان حنبلى نبودهاند؛ زيرا كه احمد بن حنبلى وجود نداشته و بدنيا نيامده بود، و نامى از او در ميان ايشان نبود، پس حجت بر او تمام شد، و راه حق براى او آشكار گشت، و الحمد لله رب العالمين.
فصل نود و هشتم
و اى فرزندم محمد، كه خدايت بعنايتهاى خود رعايتت فرمايد، بدان كه: بعضى از زيديه نزد من حاضر شده و گفت: بعضى از اماميه از من ميخواهند كه بدون دليل و حجت از مذهب خود دست بردارم و مذهب اماميه را اختيار نمايم، و من از شما تقاضا مينمايم كه حقيقت را برايم بيان نمائيد، و بطورى مطلب را روشن نمائيد كه