برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٦٧ - (حديث شريف خصال) از مترجم
دشمنى نموده و مخالفت ورزيدند.
و من به تنهائى در حالى كه از حيث سن كوچكترين اهل بيت خود بودم دعوت آن حضرت را اجابت نموده و با يقين كامل در مقام اطاعت و متابعت حضرتش برآمدم، و سه سال تمام در همه روى زمين كسى كه نماز بخواند، و آنچه را كه آن حضرت آورده بود قبول نمايد غير از من و خديجه بنت خويلد احدى نبود، پس روى باصحاب خود نموده فرمود:
آيا چنين نيست؟ عرضه داشتند: بلى يا امير المؤمنين چنين است كه فرموديد.
پس از آن فرمود اما دويم اى برادر يهودى، همانا قريش هميشه در مقام قتل رسول خدا ٦ بودند تا در آخر در دار الندوه اجتماع نمودند در حالتى كه شيطان هم بصورت اعور ثقيف حاضر شده بود، و بنا بر آن گذاشتند كه از هر قبيله از قريش يكنفر انتخاب نموده و در وقت خواب بر حضرتش حمله نموده و يك مرتبه شمشيرها را بر وى فرود آورده و بقتلش رسانند، كه همه در قتلش شريك باشند و خون حضرتش بهدر رود.
پس جبرئيل بآن حضرت خبر داد و امر بخروج از مكهاش نمود، و آن حضرت مرا خبر داده و امر فرمود كه در بستر او بخوابم و جان خود فدايش نمايم كه حضرتش نجات يافته و بسلامت بماند، و من با كمال رضايت و خرسندى در مقام اطاعت بر آمده و بجاى حضرتش خوابيدم و او خود تشريف برد، و قريش در حالى كه يقين داشتند كه آن حضرت را خواهند كشت بخانه هجوم آوردند، و من با شمشير برهنه قيام نموده و آنان را را از خود دور نمودم، پس روى باصحاب خود نموده و فرمود: آيا چنين نيست؟ عرضه داشتند: بلى يا امير المؤمنين چنين است كه فرموديد، پس از آن فرمود: اما سيم اى برادر يهودى همانا دو پسران ربيعه (عتبة و شيبه) و پسر عتبه (وليد) كه از شجعان قريش بودند در جنگ بدر مبارز طلبيدند و احدى از قريش جرات مبارزه با آنان را ننمود، و رسول خدا ٦ مرا و دو رفيق مرا (حمزة بن عبد المطلب و عبيدة بن حارث بن عبد المطلب) برانگيخت در حالتى كه من از حيث سن از اصحاب خود