برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٦٣ - فصل پنجاه و نهم
فرمايد كه بآن شرف سعادت و قضاء حاجت تو كامل گردد، بدان كه، اگر اجتماع در سقيفه از راه مكر و حيله، و بمنظور مخالفت با جدت محمد ٦، و حب جاه و رياست نبود، و براى تفوق جستن بر جدت على ٧ و مقام و رتبه آن حضرت را بدست آوردن نبود، هر آينه لازم بود كه در مسجد جدت محمد ٦ كه محل اجتماع مسلمانان، و جاى رفع اختلاف ميان متخالفين، و مجلس اصلاح امور دنيا و دين بود اجتماع نمايند، و هر يك بديگرى توسل جسته و در مقام نصيحت يك ديگر برآيند، و بعادت متفقين و مشفقين و ناصحين كلام يك ديگر را استماع نمايند.
و اى فرزندم اين مطلب بر كسانى كه بر آنچه از آن گروه حيلهگر متغلب سر زد اطلاع داشته باشد مخفى نخواهد بود؛ و بهمين جهت بنى هاشم و پيروان ايشان تخلف نموده و از آنان متابعت نكردند، بلكه صريحا مخالفت نمودند، و در نتيجه، همين كار آنان در سقيفه، متعقب شد هلاكت اعداء دين را تا روزى كه اسلام ظاهر گردد و كفر و نفاق از ميان رخت بربندد، و اين حيله و تزوير و تغلب در ميان امت از همان روز سنت شد تا كار بجائى رسيد كه خلاف اسلامى بملوك بنى اميه و خوارج و غير آنان از ستمكاران رسيد، و طريقه و راه ميان امت، و حضرت سيد المرسلين و عترت طاهرين آن حضرت صلوات اللَّه عليهم اجمعين تاريك و و ظلمانى گرديد.
فصل پنجاه و نهم
و اى فرزندم محمد كه خدايت بزودى بدلايل و سعادات و عنايتهاى خود شرافتت دهد، بدان كه از جمله ادله بر كذب آنان كه گمان ميكنند جدت محمد ٦ بجوار رحمت خداوند جل جلاله پيوست. و نص و تصريح بر امام و جانشين بعد از خود نفرمود، اينست كه نبى اكرم ٦ بامت خود فرموده است:
«الائمة من «قريش
يعنى امامها از قريش هستند، كه آنان كه فتح باب اين گفتار نمودهاند، خود گفتار خود را رد نمودهاند؛ زيرا كه بوجود اين نص كه از طرف آن حضرت است و دليل بر آنست كه ائمه بايد از قبيله و طايفه قريش باشند اجماع نمودهاند، و بتواتر رواياتى كه در اين موضوع