برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٥ - فصل صد و چهل و هفتم
رسول و پدران بزرگوارت و نزد تو مرضى و پسنديده نيستم تو اى سيد ما اولى و احقى باينكه ما را مشمول رحمت و حلم و كرم خود قرار دهى از حضرت يوسف كه برادران خود را مشمول عطوفت و مهربانى و احسان خود قرار داد.
و بگو: اى سيد و مولاى ما، من در اخبار ديدهام كه براى جدت محمد ٦ دشمنى سرسخت بود بنام نضر بن حارث، و آن حضرت او را بقتل رسانيد، و پس از قتل وى خواهر او اين اشعار را خطاب بآن حضرت انشاد كرد:
|
امحمد و لانت نسل نجيبة من قومها |
و الفحل فحل معرق |
|
|
ان كان يمكن ان تمن و ربما |
من الفتى و هو المغيظ المخنق |
|
|
و العبد اقرب من وصلت قرابة |
و أحقهم ان كان عتق يعتق |
|
يعنى اى محمد همانا تو از نسل زنان نجيبه و مردان فحول و داراى اصل و نسب عالى هستى، اگر ممكن بود شايسته بود كه بر ما منت گذارى، و چه بسا جوان مردانى كه منت نهند در حالتى كه غيظ و غضب گلوگير آنان باشد، و اين بنده (نضر بن حارث) نزديكتر كس است بصله نمودن از حيث خويشى و قرابت، و سزاوارتر كس است بآزادى اگر بنده آزاد شود.
و چون اين اشعار بسمع مبارك آن حضرت رسيد فرمود: اگر قبل از قتل او اين اشعار بمن رسيده بود هر آينه او را عفو نموده بودم، و تو اى سيد و مولاى من در تمام صفات حميده و خصال پسنديده اهل اقتدا و تأسى بجد بزرگوار خود هستى.
و بگو: من در حديث ديدهام كه چون حضرت موسى بقارون كه از خويشان او بود نفرين كرد، و زمين او را فرو برد، قارون فرياد برآورد: وا رحماه، خداوند جل جلاله بزمين امر فرمود كه ديگر او را فرو نبرد، و حق حرمت اين استغاثه را رعايت فرمود، و من نيز عرضه ميدارم: وا رحماه.
و غير از اينها از آنچه خداوند جل جلاله بخاطر و قلب تو القاء فرمايد و بر زبان تو