برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٦ - وصيت امير المؤمنين
آخرت خود را بدنيا مفروش، و در آنچه ندانى سخنى مگو، و در آنچه بتو مربوط نيست و بآن مكلف نيستى گفتگو و نظر منما، و از رفتن راهى كه در آن ترس ضلالت و گمراهى است خوددارى نما؛ زيرا كه خوددارى در هنگام ضلالت و سرگردانى از ارتكاب كارهاى هولناك بهتر است، و امر بمعروف نما تا اهل آن گردى، و بزبان و دستت نهى از منكر نما، و بكوش كه از كسى كه مرتكب آن شود دورى نمائى، و در راه خدا جهاد كن (با دشمنان دين و نفس اماره) جهادى كه شايسته مقام اوست، و در راه خدا از ملامت ملامتكنندگان باك مدار، و براى وصول بحق هرجا كه باشد از تحمل شدائد و سختيها باك نداشته باش، و در دين تفقه كن (احكام دين را از اصول و فروع با دقت بياموز) و خود را بر صبر بر مكروهات عادت بده كه خوب خوئى است صبر و شكيبائى، و در تمام كارها خود را بپروردگار خود بسپار؛ زيرا كه در اين حال به پناهگاهى محكم و پشتيبانى قادر و توانا پناهنده شده و خود را باو سپرده، و در مسألت از پروردگار خلوص داشته باش و بغير او توجه منما؛ زيرا كه عطا و حرمان (بخشيدن و نوميد كردن) بدست او است. و بسيار از خداوند طلب خير كن، و در وصيت من تامل كن و آن را بفهم و از آن دورى مكن كه از دستت برود؛ زيرا كه بهترين گفتار گفتاريست كه نفع دهد، و بدان كه خير نيست در عملى كه نفع نه بخشد، و در عملى كه آموختن آن شايسته نيست نفعى نيست.
اى فرزندم، من چون ترا ديدم كه بسن رسيده[١] و خود را ديدم كه سستى و ضعفم زياد شده است، بوصيت نمودن بتو شتافتم، براى خصال و فضائلى كه در آن است، قبل از اينكه اجل مرا مهلت ندهد، و آنچه در خاطر دارم بتو نرسانده باشم، و قبل از اينكه در انديشهام نقص پديد آيد چنان كه در جسمم نقص پديد آمده است، يا اينكه بعضى از خواهشهاى نفس و فتنههاى دنيا بسوى تو سبقت گيرد، پس مثل شتر سركشى بوده باشى،
[١] در نهج البلاغه بجاى
ُ( رايتك قد بلغت سنا)
كه ترجمه شد
ُ( رايتنى قد بلغت سنا)
است، يعنى خود را ديدم كه سالخورده شدم.