برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٧ - وصيت امير المؤمنين
و جز اين نيست كه قلب جوان زمين خالى را ماند كه هر بذرى كه در آن افشانده شود قبول نمايد، پس پيشى بگير بسوى ادب قبل از آنكه قلبت قسى و سخت گردد، و دل و خردت مشغول شود؛ تا با فكر و انديشه جدى در كارهائى رو آورى كه اهل تجربه ترا از آزمايش آن بىنياز كردهاند، و ترا از رنج طلب آن كفايت كرده، و تو از بكار بردن تجربه و آزمايش آن مستغنىشده، پس بدون رنج و زحمت بتو رسيده است آنچه كه ما با رنج و مشقت بآن رسيده ايم، و براى تو آشكار شده است آنچه براى ما تاريك بوده است.
اى فرزندم، اگر چه من مانند گذشتهگان عمر طولانى نكردهام، لكن در عمرهاى آنان نظر نموده، و در اخبار ايشان فكر كرده، و در آثار آنان سير كردم بطورى كه مانند يكى از ايشان گشتم، بلكه بسبب آنچه از آنان بمن رسيده است مثل اين است كه با اولين و آخرين ايشان زندگانى كرده باشم، پس كردار پاكيزه آنان را از كدر و تيره آن شناختم، و نفع آن را از زيانش دانستم، پس از هر امرى جليل[١] آن را براى تو برگزيدم، و جميل آن را اختيار كردم، و مجهول و نامعلوم آن را از تو دور نمودم.
و چون امر تو در نظر من مهم بود- مهم بودن در نظر پدر مهربان- و بر ادب و تربيت تو تصميم گرفتم، صلاح چنان ديدم كه اين كار در حالى باشد كه تو بزندگى رو آورنده و روزگار را تازه دريافته (جوانى هستى نورس) و صاحب نيت پاك و نفس پاكيزه ميباشى، و صلاح چنان ديدم كه در تربيت تو ابتدا كنم بتعليم كتاب خداوند و تاويل آن، و تعليم شرايع اسلام و احكام آن، و حلال و حرام آن، و براى تعليم آن بتو، بغير تو نپردازم[٢]، پس از آن بر تو ترسيدم كه آنچه را كه مردم در اثر متابعت هواى نفس و انديشههاى غلط در آن
[١] در نهج البلاغه بجاى
ُ( جليله)
كه در ترجمه ذكر شد
ُ( نخيله)
است يعنى خلاصه و برگزيده.
[٢] در نهج البلاغه بجاى
ُ( الى غيرك)
كه ترجمه شد الى غيره است، يعنى براى تعليم تو بغير آن نپردازم.