برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٢٧ - فصل صد و چهاردهم
جل جلاله ميفرمايد: وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ (سوره زخرف (٤٣) آيه ٣٨ يعنى و هرگز سود ندهد شما را امروز چون ستم كرديد بدرستى كه شما در عذاب شريكانيد) و اى فرزندم، جوابى را كه بيك نفر از مدعيان علم دادم براى تو ذكر نمايم، كه بر من وارد شد در حالتى كه در بستانى بالاى خاك نشسته بودم، و از حالم پرسش كرد، در جوابش گفتم: چگونه باشد حال كسى كه مردارى بر سرو مردارى بر دوش دارد، و مردگانى بر ساير اعضاء و جوارح او احاطه نمودهاند، و در اطراف او مردگانى افتادهاند، و بعضى از اعضاء بدن او پيش از مرگ او مردهاند، از روى تعجب گفت: اين چگونه است و حال اينكه من در اينجا مرده نمىبينم؟ بوى گفتم: آيا ندانى كه عمامه من از كتان است كه در وقتى كه گياه سبزى بود زنده بود، و حال مرده است؟ و اين لباس تن من از پنبه است كه روزى سبز و خرم و زنده بوده است و حال مرده است، و اين كفشهاى من از پوست حيوانى است كه روزى زنده بوده و حال مرده است، و در اطراف من گياهانى است كه روزى سبز و خرم بوده و حال خشك شده و مردهاند، و اين سفيدى موى سر و صورت مرا نه بينى كه روزى بسياهى زنده بوده و حال مرده است، و هر يك از اعضاء و جوارح خود را در آنچه براى آن خلق شدهاند از طاعات اگر بكار نبرم در حكم اموات و مردهگانند، پس از اين موعظه و بيانات درست و صحيح بسيار تعجب نمود، پس اى فرزندم هميشه امثال اين مواعظ و نصايح را در خاطر بسپار و از آنها پند بگير.
فصل صد و چهاردهم
و اى فرزندم محمد كه خداوند جل جلاله قلبت را بمكاشفه و مراقبه و جلال خود آباد فرمايد، هميشه متذكر باش و فكر كن در آنچه ترا براى دوام در خدمت خود مشرف فرموده است، غير از آنچه را كه من براى تو بيان نمودم، زيرا كه زبان و قلم از بيان تمام آنها عاجز است، بلكه هر چه را كه بان محتاجى در وقت حاجت بطور تفصيل آن را بياد آور، و بدان كه هديه و عطائى است كه از مولاى جليل بتو رسيده است،