برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٦٠ - فصل صد و چهلم
است بآن محتاجى، و بعد از آن تمام آن را براى تعظيم و تجليل مقام قرآن حفظ كن و از بر نما.
فصل صد و چهلم
و از خداوند خواستارم ترا الهام نمايد، و از تو هم ميخواهم كه الهامات حضرتش را قبول نمائى، و ترا توصيه مينمايم كه علم فقه كه راه بمعرفت احكام شرع و احياء سنت جدت محمد ٦ است ياد بگيرى، و قصد تو در اين تعلم امتثال امر خداوند، و سلوك صراط مستقيم بوده باشد. و مقلد غلامان جدت از عوام الناس مباشى، و براى اخذ فتوى و فهم مطالب خود را در مقابل آنان خوار و ذليل مگردان؛ زيرا كه بكار پست اكتفا ننمايد مگر شخص مغبون.
و بدان كه جدت ورام قدس اللَّه روحه[١] در وقتى كه طفل بودم بمن ميفرمود:
اى فرزندم، هر گاه در امورى كه صلاح تو در آنست از علم و عمل، وارد شوى بمرتبه پست آن اكتفا مكن كه از كسانى كه در آن كار واردند كمتر و پائينتر نباشى.
[١] ورام بن على بن ابى فراس حلى، الامير الزاهد ابو الحسين، فقيه صالح ثقه ورع، از اولاد مالك اشتر نخعى* رضوان اللَّه عليه، و معاصر با شيخ منتجب الدين، و شاگرد شيخ سديد الدين محمود حمصى است، و جد مادرى سيد( مؤلف) قدس سره است؛ زيرا كه والده ما جده سيد دختر او است، و سيد( مؤلف) قدس سره از وى روايت نمايد، و بسيار او را مدح و ثنا گويد، چنان كه از كتاب( فلاح السائل) نقل شده كه: جد من ورام بن ابى فراس كه از كسانى است كه بكردار وى اقتدا مىشود، وصيت نمود كه نگين عقيقى كه اسماء ائمه : بر آن نقش شده بود در دهانش گذارند، پس من نيز بر نگين عقيقى اين اسماء را نقش نمودم( اللَّه ربى و محمد نبيى و على ... و باقى ائمه را نام برده ائمتى و وسيلتى) و وصيت كردم كه بعد از مرگم در دهانم گذارند،( تنقيح المقال) و اين وصيت در شرح حال سيد قدس سره در مقدمه كتاب از كتاب( روضات) نيز با اختلاف مختصرى در عبارات نقل شد.
* ورام بن حمدان بن حولان بن ابراهيم بن هاشم بن مالك الاشتر. كذا في البحار، و اظن ان الواسطه بين ورام و مالك الاشتر اكثر من هذا( تنقيح المقال).