برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٧٤ - فصل هفتاد و ششم
او خواهد بود، پس همين غيبت دليل بر حقانيت ائمه اطهار :، و صحت امامت و غيبت آن حضرت ٧، و حجت بر عليه مخالفين آن حضرت است.
گذشته از اينكه غيبت آن حضرت از كسانى كه بشرف ملاقات آن حضرت مشرف نشوند، از طرف خود آنان است؛ كه از متابعت و پيروى آن حضرت و اطاعت حضرت رب العالمين اعراض نموده و سرپيچى كردهاند.
فصل هفتاد و پنجم
و اى فرزندم، اگر توفيق كشف حقايق و اسرار شامل حال تو گردد، چنان بامر حضرت (مهدى) آگاهت نمايم كه هيچ گونه شك و شبهه براى تو باقى نماند، و از ادله عقليه و روايات وارده بىنياز گردى، زيرا كه آن حضرت على التحقيق زنده و موجود است، و تا وقتى كه خداوند رحيم شفيق بتدبير امور، اجازتش دهد از كشف و اظهار امر خود معذور است، و اين امر اختصاص بآن حضرت ندارد، بلكه در بسيارى از انبياء و اوصياء نيز جارى بوده است، پس آن را بطور يقين بدان، و دين و ايمان خود قرار ده، و بدان كه معرفت پدر تو بآن حضرت از معرفت او بآفتاب عالمتاب برتر و روشنتر است.
فصل هفتاد و ششم
و همانا براى من اتفاق افتاد كه با جمعى از اهل خلاف در مجلسى حاضر بودم، پس بايشان گفتم: اعتراض شما بر اماميه چيست؟ بدون ملاحظه و تقيه بيان نمائيد تا بآنچه بنظر ميرسد جواب دهم، و براى آزادى گفتار و بيان مطالب درب منزلى كه در آن اجتماع داشتيم بسته كه كسى از خارج وارد نشود.
گفتند اعتراض ما بر اماميه اينست كه: بصحابة پيغمبر ٦ تعرض نمايند و آنان را ببدى ياد نمايند، و اينكه قائل برجعت هستند، و اينكه متعه را جايز دانند، و اينكه قائلند بامامت مهدى و گويند: كه او در اين مدت طولانى زنده است.
در جواب ايشان گفتم: اما تعرض بصحابه و مذمت آنان، شما خود ميدانيد كه بسيارى از صحابه خون يك ديگر را حلال دانسته و بقتل يك ديگر اقدام نمودند، چنانچه در جنگ طلحه و زبير و عايشه با مولاى ما على ٧، و جنگ معاويه با آن حضرت واقع