برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٤٧ - فصل صد و بيست و نهم
و بچه رو مرا كه پدر تو هستم پس از اين همه سفارشات ملاقات خواهى نمود؟ و حال اينكه بجاى جلالت و بزرگوارى كه ترا بآن دعوت نمودهام برذالت و پستى تن در داده.
نه، ترا بخدا قسم، اين راه شريف مقدس الهى را كه فعلا مهجور و متروك شده است از دست مده و از آن جدا مشو، و هميشه ملتزم آن باش، و نفس خود و اهل و عيال و مال و منال و ساير امور را در برابر آن سبك شمار و بچيزى مگير، و براى روز كسادى اعمال بسوى آن مبادرت كن تا در قيامت بنزد ما آئى در حالتى كه پادشاه و سلطانى بزرگ از سلاطين و ملوك دنيا و آخرت بوده باشى، و مولاى حقيقى تو جل جلاله، و اجداد طاهرين و پدران گذشته تو كه سلاطين حقيقى و ملوك واقعى و بر حق هستند از تو راضى و خشنود بوده باشند.
فصل صد و بيست و نهم
و اى فرزندم محمد، كه خدايت آنچه موجب مزيد تعظيم و تكريم حضرتش گردد بتو تعليم نمايد، بدان كه: اگر ورود در كارهاى دولتى موجب و سبب زيادتى شرف و بزرگوارى دنياى شخص مسلمان بود هر آينه من در آن وارد شده بودم و شرافت و بزرگوارى ترا از اين راه كاملا تامين نموده بودم، و لكن اين كار بر خلاف طريقه سلف صالح و گذشتگان تو بوده و هست، و براى آنان هم كه در اين كار وارد شدهاند ننگ و عار و نقص و پستى است كه وصف نتوان نمود.
و هر گاه از آنان كه بدين تو و دين آباء و اجداد طاهرين تو عقيدهمندند كسى را ديدى كه خيال ميكند كه بواسطه تصدى امر ولايت و ورود در امور دولتى و اعانت ستمكاران داراى شرافت و بزرگوارى و مقامى است، حتما بدان كه آن بيچاره مسكينى است مريض القلب و سقيم الدين كه محتاج بكسى است كه او را به بيمارستان برده، و گاهى با احسان و نرمى، و گاهى با ذلت و خوارى او را معالجه نمايد، تا از اين مستى بهوش آيد، و اندازه مصيبت و بلائى كه بآن مبتلا و گرفتار است بداند و اى فرزندم، بدان كه: حق يگانه راهى است واضح و آشكار كه قرآن و جدت محمد ٦ آن را بيان نموده، و مردم را بآن دلالت كردهاند، كه هر كس از آن منحرف