برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٥١ - فصل پنجاه و دويم
مستور نگردد، و باقى است ببقاء مالك روز حساب و منور عقول و ابصار.
فصل پنجاه و يكم
و اى فرزندم محمد تو بمراجعه بنفس خود و غير خود ميدانى كه عقلهاى بشر در كشف مراد خداوند متعال بطور تفصيل قائم بذات نيست، بلكه لا بد است از واسطه و دليلى كه بمراد حضرتش راهنمائى نمايد، و بآنچه محتاج بمعرفت است از كم و زياد هدايت فرمايد.
آيا نبينى كه قبل از بعثت جدت محمد ٦ با اينكه مردم داراى عقل و خرد بودند بر عبادت اصنام و سنگ و چوبها معتكف بودند، و شيطان بريش آنها ميخنديد، بلكه از حيوانات پستتر بودند؛ زيرا كه اگر حيوانى را رها نموده و باختيار خود بگذارند بطرف آنچه براى او نافع است خواهد رفت و از آن بهرهمند خواهد شد، اما بتپرستان آنچه را كه بحال آنان نفعى ندارد، و دفاعى از ايشان نتواند نمود، و با ساير سنگ و چوبها مساوى و برابرند، عبادت و پرستش نمايند.
تا اينكه خداوند متعال بر آنان بوجود محترم جدت ٦ منت نهاده و تفضل فرمود، و عقلها را از خواب غفلت بيدار كرد، و پرده جهالت را از جلوى چشمهاى آنان برداشت، تا اينكه آنچه براى آنان مستور و پوشيده بود روشن و آشكار شده، و آنچه را كه از مشاهده آن كور و نابينا بودند بديده بصيرت مشاهده نمودند، و دانستند كه خداوند متعال از هر چيز بآنان نزديكتر است، پس آداب سعادت دنيا و آخرت را بآنان تعليم نمود، و درهاى گنجهاى علوم باهره را بروى آنان گشود، تا جايى كه در عجائب عقول و الباب كه بطاق نسيان و فراموشى گذاشته شده بود كتابها تصنيف نموده، و طرق آداب از بين رفته را واضح و روشن نمودند، و اين خود دليلى است واضح و روشن بر حقانيت و صحت رسالت و نبوت آن حضرت ختمى مرتبت ٦ الطاهرين.
فصل پنجاه و دويم
و اى فرزندم محمد آن كس كه با اهل علم و فهم معاشرت دارد و از ايشان استفاده نمايد، و در بلاد اسلام نشو و نما يافته چه حاجت بطلب كردن دليل براى