برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٤٣ - فصل چهل و يكم
است كه بامر او قيام نمايد، و حكمت ذاتى او دلالت دارد بر اينكه تمام افعال او جل جلاله بر وفق حكمت و مصلحت است، زيرا كه خلق و نظم عالم، و عجائب خلقت، و ارتباط بعضى از آن ببعض ديگر در فوائد ظاهره و باطنه، خود دليل است بر اينكه خالق و صانع آنها داراى كمال حكمت و علم و قدرت و عظمت است.
و همچنين آنچه از اوصاف الهى كه در قرآن، يا بنقل صحيح از انبياء و اوصياء و اولياء عارفين : وارد شده است، از قبيل مريد و كاره و سميع و بصير، و اينكه غضب مينمايد، و راضى مىشود، و ساير صفات حضرتش جل جلاله، هيچ يك بصفات ما و صفات ساير محدثات شباهت و مناسبت ندارد، زيرا كه اگر خداوند در مدرك بودن مثل ما باشد، يا مثل ما متحيز در مكان بوده باشد، يا در حقيقت و صفات يا جهتى از جهات شبيه به- متحيزات باشد ناچار محتاج بقادرى خواهد بود كه از اين نقائص منزه بوده باشد، بلكه حقيقت ذات و صفات او بوهم و عقل بشر نيايد، و بحواس و عقول درك نشود.
چگونه حقيقت حضرتش را توان درك كرد؟ و حال اينكه براى او كيفيتى نيست كه بآن درك شود، و بسيارى از عقلاء از فهم حقيقت عقل و روح و نفس عاجزند، و حال اينكه اثرى از آثار او جل جلاله بيش نيستند، پس كسى كه از فهم و ادراك اثرى كه هميشه با او مصاحب است، و شب و روز باو اختصاص دارد عاجز است، چگونه در اسرار و حقايقى كه مؤثر حقيقى براى آن راهى قرار نداده است طمع نمايد؟ آن مؤثرى كه عقول تمام عالم از وصف اقتدارش عاجز مانده و اقرار بعجز و ناتوانى خود دارند.
فصل چهل و يكم
و اى فرزندم اگر از كسى بشنوى كه: همه موجودات از علت موجب و غير مختار پديد آمدهاند، بدان كه حتما هذيان و ياوهايست كه از روى جهل و نادانى صادر شده، و من مختار بودن علت حقيقى را بطورى براى تو ثابت نمايم كه هيچ گونه شك و شبهه براى تو و غير تو از صاحبان اعتبار و بصيرت باقى نماند، و آن اينست كه تو خود بالوجدان ميدانى كه با اينكه اثرى از آثار او جل و علا هستى مختار هستى، و اگر علت وجود تو و