برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٤٢ - فصل چهلم
فرموده است پاينده بدارد، و باداى شكر آنچه بتو احسان فرموده است موفقت بدارد، بدان كه: وجود و صفات خداوند جل جلاله، با وجود و صفات ما مناسبت و شباهتى ندارد؟
زيرا كه وجود ما از اوست. و اوست كه در ما تصرف مينمايد، گاهى بانشاء و ايجاد و گاهى بحيات و فنا، و گاهى بعافيت، و گاهى بجوانى و پيرى، و گاهى بفقر و بينيازى، و گاهى باقبال و ادبار، و گاهى بعجز و ناتوانى از رسيدن بآمال و آرزوها، و گاهى بظفر- يافتن بآنچه بحساب و فكر ما نيايد.
پس ما تصرفات او را بالوجدان و بالضرورة در خود مشاهده مينمائيم و محتاج بهيچ گونه استدلال و بحث نيست.
و چه قدر حضرتش جل جلاله بسبب نطفههائى كه از پشت پدران بارحام مادران انتقال داده، و از آن فرزندانى بعرصه وجود آورده فناء و اعاده را مكرر فرموده است؟ و چگونه عقول را بشهادت بر اصل وجود و علم و قدرت و ساير صفات او جل جلاله گويا فرموده است؟
و بر اينكه وجود و صفات او عين ذات او است دليل قرار داده است؛ زيرا كه التزام باينكه وجود او يا صفتى از صفات او عين ذات او نباشد بلكه از غير او باشد، طعن بر دلالت عقل بر كمال اوست، و مقتضى نقص و زوال است.
و چون بدليلهائى كه ذكر شد و امثال آن كه خداوند ما را بآنها هدايت فرموده است ثابت شد كه وجود و صفات بارى تعالى عين ذات اوست ثابت و محقق شد كه براى او اول و و آخرى نيست، و علم او بذاته دليل است بر اينكه هيچ معلومى نيست مگر اينكه حضرتش بجزئيات و كليات آن دانا است و بتمام آنها احاطه دارد، و قادر بودن او بذاته دليل است بر اينكه هيچ مقدورى نيست مگر اينكه در تحت قدرت او جل جلاله است، و غناى ذاتى او دلالت دارد بر اينكه فقر و احتياج بر او محال است، زيرا كه فقر و احتياج بغير، با فطرة عقول كه حكم بكمال حضرتش نمايد منافات دارد، براى اينكه هر فقيرى محتاج است بكسى كه اصلاح كار او نمايد، و در مقام رفع احتياج و فقر او برآيد، و محتاج بمؤثر ديگرى