برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٧ - فصل صد و بيستم
راضى نباشم، و نيز مكلفم كه عزل ترا از اين مقام قبل از رسيدن نامه اراده نموده و خواستار باشم.
فصل صد و نوزدهم
روزى يكنفر از فقهاء بمن گفت: همانا ائمه : در مجالس خلفاء و سلاطين حاضر شده و با آنان خلطه و آميزش داشتند، در جوابش گفتم:
ائمه صلوات اللَّه عليهم در مجالس ايشان حاضر ميشدند در حالتى كه در دل از ايشان معرض بودند، و در باطن بطورى كه خدا خواسته بود بر ايشان غضبناك بودند، اما تو آيا خود را چنين ميدانى خصوصا در حالتى كه حوائج ترا برآورند، و ترا در نزد خود مقرب دارند، و بتو احسان و نيكى نمايند؟ در جوابم لا گفت، و بتفاوت حال اعتراف نمود، و تصديق كرد كه حضور و دخول ضعفاء بر آنان مثل و ورود و حضور اهل كمال نيست.
فصل صد و بيستم
همانا بعضى از ملوك و سلاطين بزرگ از من كتبا تقاضا كرد كه در جايى كه بسيارى از اهل دنيا آرزوى آن را دارند و براى رسيدن بآن سر و دست ميشكنند او را ملاقات نمايم، در جواب او نوشتم: آيا اين كاخى كه در آن سكونت دارى ديوارى يا آجرى، يا زمينى، يا فرشى، يا سترى، يا چيز ديگرى در آن وجود دارد كه براى خدا و در راه رضاى او بكار برده شده باشد تا من حاضر شده و بر آن بنشينم يا بآن نظر نمايم و ديدن آن براى من آسان باشد؟
و مكرر باو نوشتم: كه آنچه در اوائل عمر مرا بملاقات ملوك و سلاطين وادار ميكرد همانا اعتماد بر استخاره بود، و الآن ببركت انوارى كه خداوند جل جلاله بمن مرحمت فرموده و بسبب آن اطلاع بر اسرار پيدا كردهام دانستهام كه استخاره در مثل اين اسباب و اين گونه از امور بعيد از حق و صواب، و مخاطره با رب الارباب است.
و اى فرزندم محمد، كه خداوند بقوه الهيه و انوار ربانيه از معاشرت با مردم بىنيازت فرمايد، و بآن قوه، خطر معاشرت با آنان كه ترا از خدا باز ميدارد بدانى، بدان كه: از جمله چيزهائى كه در اثر معاشرت بآن مبتلا خواهى شد اينست كه در حركات و سكنات و