برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٩٧ - ترجمه كتاب
در حال حيات و ممات، و در حال بيدارى و خواب، و در حال غفلات و سقطات و شهوات، بقوت و قدرت بخشنده اكرم الاكرمين، و مالك ارحم الراحمين، بثناى بر جلال و شكر بر افضال، و حمد بر نوال و اقبال و نعمتهاى حضرتش قيام نموده و اداء وظيفه نمائيم، و نيز از حضرتش جل جلاله مسألت نموده كه اين مراحم و الطاف را چندين برابر نمايد بحدى كه امل آملين، و سؤال سائلين، و ابتهال مبتهلين از آن قاصر و عاجز بوده باشد، و بتمام صاحبان قوت و مروت و صلاح و فلاح و رستگارى از اولين و آخرين استعانت و استمداد نموده كه در شكر و حمد خداوند ارحم الراحمين و اكرم الاكرمين ما را مساعدت و يارى نمايند.
پس از آن چشم باز نموده و با دقت بنظر بصيرت نظر كرديم كه تمام اينها از اداء آنچه در مقابل جلالت و نعمت و رحمت حضرتش جل جلاله واجب و لازم است كافى نبوده و از اداء شكر حضرتش قاصر است، پس بعواطف و عوارف و قوت قاهره و قدرت باهره حضرتش پناهنده شده و استغاثه نموديم كه بر حمد و شكر نعمتهاى باطنه و ظاهره خود ما را مساعدت و نصرت فرمايد، حمد و شكرى كه بدوام وجود مقدسش دائم و مستدام بوده باشد، و باداء حقوق انعام حضرتش در دنيا و آخرت قائم و پايدار بوده باشيم.
فصل (١٢) پس از آن از لسان فضلى كه از نور عقل و غرائب و عجائب اسرار آن خبر ميداد بگوش قلبم رسيد كه: همانا اخراج از كتم عدم بعرصه وجود، و نقل و انتقال از اصلاب آباء و اجداد و ارحام امهات، در اين ايام و دهور متواليه صورت وقوع پيدا نكرده است مگر پس از آنكه لسان حال جود در پيشگاه حضرت واجب الوجود در مقام تضرع و زارى برآمده و عرضه داشته است كه: اى خداوند با عظمت همانا تو از جود و وعدههاى من بىنيازى، و لكن هر گاه كسى نباشد كه من بر او جود و احسان نمايم، حكمت صدور و خلقت من از ذات متصف بجود و سخاى تو باطل گردد، و معناى صفت جود و سخائى كه در