برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٦١ - فصل صد و پنجاه ششم -(دفع اشكال از كلام امير المؤمنين
كه مقصود آنست كه چنان حوادث و امورى كه براى آن حضرت واقع شده و پيش آمد كرد بخاطر حضرتش خطور نكرده بود، و اين كلمات با آنچه از آن حضرت روايت شده از اينكه پيغمبر ٦ آن حضرت را بآنچه بعد از حضرتش واقع شود تعليم فرموده منافات ندارد؛ زيرا كه محتمل است كه مقصود آن حضرت از اين كلام اين باشد كه بخاطر آن حضرت و غير آن حضرت قطع نظر از خبر دادن رسول اكرم ٦ خطور نكرده بود كه انصار و آنان كه با انصار موافقت كردند آنان را كه بر آن حضرت مقدم شدند مقدم بدارند و بخلافت اختيار نمايند؛ با اينكه عقل باور ندارد كه آنان، حقوق كسى كه آنان را بايمان دلالت نموده، و بعد از خوارى بعزتشان رسانده، و از عبادت سنگ و چوب منزهشان نموده و از كنار حفرههاى جهنم نجاتشان داده، و بر بلاد و عباد حاكم و فرمانروايشان قرار داده، و سعادت دنيا و آخرتشان را تأمين نموده است، رعايت ننمايند و از اين همه حقوق مهمه صرف نظر نمايند، و حق او را نشناخته و بكلى پايمال نمايند.
و نيز محتمل است كه پيغمبر ٦ غدر و مكر امت، و تقلب ابو بكر و عمر و عثمان را براى آن حضرت بيان فرموده باشد، و لكن اينكه اين كار در همان روز وفات آن حضرت خواهد بود و بلافاصله بعد از وفات آن حضرت واقع خواهد شد، بيان نفرموده باشد يا اينكه براى آن حضرت بيان نفرموده باشد كه ابتداى اين كار از انصار (با آن همه سابقه) شروع خواهد شد.
و نيز محتمل است كه مراد آن حضرت اين باشد كه بخاطر من خطور نكرده بود كه وجوه مردم بغير آن حضرت توجه نمايند، يعنى وجوه و اعيان مردم راضى بتقيه و مدارات شوند، و حيات دنيوى را تا اين حد دوست بدارند، و با مردمان پست و احمق و اراذل