برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٨٣ - فصل هشتاد و چهارم
گرديد، بلكه مثل باز شكارى در كمال آرامش در كمين بودند تا صيد خود را بدست آورده و بسوى آن حملهور شدند، و جدت محمد ٦ را دفن نشده ترك كردند و براى نماز بجنازه آن حضرت هم حاضر نشدند.
فصل هشتاد و چهارم
و اما قضيه ازدواج با ايشان كه از آنان دختر گرفته و بآنان دختر داد، اى فرزندم محمد، چون خداوند جل جلاله بجدت محمد ٦ خبر داده بود از آنچه بعد از آن حضرت در اسلام واقع مىشود، از مخالفت نمودن با پدرت على ٧ در امر امامت و خلافت، و عذاب نمودن خداوند اين امت را، و امتحان نمودن آنان را بتسلط آنان كه بر پدرت على ٧ تقدم جستند، چنانچه در قرآن ميفرمايد: وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (سوره انعام (٦) آيه ١٢٩ يعنى و هم چنين صاحب اختيار ميگردانيم برخى از ستمكاران را بر برخى بسبب آنچه بودند كه كسب ميكردند).
و من در كتاب (طرائف) كشف قناع اين مطلب را نموده، و دليل بر اينكه جدت محمد ٦ بآنچه در اين امت بعد از حضرتش واقع مىشود آگاه بوده بيان نمودهام، و نيز در كتاب (طرائف) ذكر كردهام كه چگونه خواستند خانه فاطمه ٣ را و هر كس در آن بود بسوزانند، در حالتى كه عباس و پدرت على ٧ و حسن و حسين و غير ايشان از اخيار در آن خانه بودند.
و اينكه چگونه عمر در شورى براى كشته شدن پدرت على ٧ اگر قبول وصيت او ننمايد حيله و تزوير نموده و نقشه كشيد، و اينكه چگونه روز سقيفه در طلب خلافت تغلب و تزوير نمودند، و اينكه چگونه معاويه در استيصال و هلاك اهل بيت : جد و جهد نمود، و اينكه چگونه (در اثر كردار آنان) امر يزيد بالا گرفت و كار او بجائى رسيد كه حسين ٧ را شهيد نموده، و بدن مقدسش را زير سم ستوران پايمال نموده، و سر مقدس آن حضرت و سرهاى اصحاب اطهار او را بر نيزهها زده و در بلاد اسلام گرداند، و اهل بيت