برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٥ - فصل صد و هفدهم
خداوند موجب زيادى اجر و تقرب است، و خداوند متعال خواسته است، كه بر درجات و مقامات ايشان بيافزايد كه چون اطلاع بر آن حاصل كنند خواهند ديد كه خداوند باين امراض و گرفتاريها آنان را شرافت داده و سعادتمند نموده است، و مثل آنان مثل شخصى- است كه طبيبى حاذق در وقت عافيت و سلامتى او را فصد نمايد براى اينكه از مرض و نقصى كه بر قلب او وارد شود ايمن بماند، يا براى مراعات و جلوگيرى از امراض ديگرى كه بمراتب بالاتر و مهمتر از فصد و رگزدن است.
آيا اولاد آدم كه قلب و عقل و اعضاء او بچرك و كثافات جنايات كردار و گفتار آلوده است راضى نيست كه در حضور خداوند جل جلاله حاضر شود در حالتى كه بسبب بيماريها و گرفتاريها از كثافات معاصى و رذائل پاك شده باشد.
اى فرزندم، بعضى از ولات و صاحبان مقام مريض شده بود، و از انمرض بقدرى خسته و منزجر شده بود كه نزديك بود با مولاى خود در مقام اعتراض و مبارزه برآيد، من چون از اين حال مطلع شدم نامه باو نوشتم كه مضمون آن اين بود كه: تو خود ميدانى كه در صف و رديف دشمن خدا يعنى شيطان قرار گرفته، و با منجنيق معاصى و گناهان علنا بجانب او جل جلاله سنگ مياندازى، پس هر گاه بجهت عظم مخالفت و بزرگى معصيت تو، سنگ كوچكى را كه قاتل و كشنده تو نباشد از منجنيق خودت بسوى تو برگرداند كه كفاره گناهان تو بوده باشد، آيا اين كار احسان و اكرام بتو است؟ يا اهانت و انتقام و هتك احترام تو است؟
و اى فرزندم، من بسيارى از تشييع جنازهها و نماز بر ميتها را ديدهام، كه با اينكه از بزرگترين مواعظ و عبرتها است، و بايد انسان بفكر اهوال و شدائد آن مشغول شود، و خود را از دنيا و اهل دنيا و غفلتهائى كه سر تا پاى مردم را گرفته است باز دارد، در اين زمان بر سبيل مكافات و قرض پس دادن و تقرب جستن باولياء ميت شده است.
كه هر گاه شخص صالح با تقوائى از دنيا برود، و كسيرا نداشته باشد كه مردم