برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٤ - فصل صد و هفدهم
و از آن جمله اينست كه اشخاص معاند يا جاهل هتك احترام او نمايند و در مقام توهين او برآيند، و در اين حال چنانچه قبلا ذكر شد غضب او براى نفس خود بيش از غضب او براى پروردگار خود خواهد بود، و حال اينكه انسان بايد در غضب و رضا بعدل و انصاف رفتار نمايد، كه از خطر حساب و سؤال و عذاب ايمن بماند.
و از آن جمله اينست كه از انسان خواستهاند كه باقبال و مدح و ثناخوانى مردم از اقبال و توجه بخداوند، و از اقبال و توجه خداوند باو باز نماند، و چون باو احسان نمايند احسانهاى خداوند را فراموش ننمايد، و بيش از توجه بخداوند بلكه مانند آن نيز بايشان توجه ننمايد، بلكه بايد هميشه متوجه باحسانهاى عاجل و آجل خداوند بوده باشد، و از احسان هر احسانكننده حتى در حال احسان او صرف نظر نموده و بمولاى خود مشغول باشد؛ زيرا كه غير او جل جلاله اگر هم احسان خود را نسبت باو ادامه دهد مقدار آن بسيار كم، و در اوقاتى قليل و ناچيز است، بلكه در حقيقت اين احسان هم از ناحيه او عز و جل است.
و از آن جمله اينست كه، بعاداتى كه در ميان مردم جارى است از غيبت، و نمامى، و حسد، و كبر، و اخلاق ذميمه ديگر مبتلا گردد.
و همانا من ديدهام كه مفاسد ابتلاى بمعاشرت با مردم بعبادات نيز سرايت نموده و آنها را فاسد كرده است. حتى اينكه بيشتر از ملاقاتهاى برادران ايمانى براى جلب منافع دنيوى يا دفع خطر و ضرر آن است، و بسيار بعيد است كه از فساد و خرابى نيت سالم بوده باشد.
و عيادت بيماران غالبا بر سبيل تألم و توجع و اظهار تأثر است، و حال اينكه حق عيادتكننده آنست كه بمريض تهنيت بگويد، زيرا كه بيماران يا از گنهكاران و اهل معصيت هستند، در اين صورت اين بيمارى از طرف خداوند كفاره گناهان ايشان خواهد بود، و يا از گنهكاران و اهل معصيت و خيانت نيستند، در اين صورت اين بيمارى و مرض از طرف