برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١١٥ - فصل صد و دوم
اگر چه ميدانم كه آنچه را خداوند متعال مقدر فرموده است عين صواب و صلاح است، لكن بمصداق: «خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً» اين بنده ضعيف ناتوان را كجا طاقت تحمل اين مصيبت بزرگ است، ناچار در اين مدت هر چه خواستم شروع بتكميل ترجمه نمايم نه فكرم مساعد و نه قلم را ياراى نوشتن بود، تا اينكه پس از تضرع و زارى بدرگاه حضرت حكيم على الاطلاق، و توسل بذيل عنايت ائمه اطهار : تا اندازه بر احساسات فائق آمده، و از امشب كه شب ١٨ شهر ربيع الثانى سال ١٣٨٠ است مجددا قلم بدست گرفته و شروع بكار نمودم، و از خداوند كريم متعال مسألت مينمايم كه توفيق اتمام عنايت فرمايد، و ما توفيقى الا باللَّه، و هو ولى التوفيق، نعم المولى و نعم الرفيق. (شهيدى)
فصل صد و دوم
پس اى فرزندم محمد كه خداوند بآنچه عزيزان خود را حفظ نمايد حفظت فرمايد، براى اينكه خداوند ترا بكمال و عقل و شرف تكليف مشرف فرموده است قدر روز بلوغ، و رسيدن بتكليف خود را بدان، باينكه از آنچه ترا از مولاى خود باز ميدارد، خوددارى نمائى، و متذكر باشى كه او جل جلاله در هر حال ترا مىبيند، و قبل از اين غسل توبه كن، و بآنچه در كتاب (المهمات و التتمات) از آداب غسل ذكر نمودهام عمل كن، و پاكيزهترين لباسهائى را كه از كثافات شبهات خالى بوده باشد بپوش كه بعد از اين آداب آن را براى تو بيان خواهم نمود و در پيشگاه رب العالمين و مالك اولين و آخرين قيام نما، و بهتر آنست كه با كمال خضوع و خشوع بالاى خاك بوده باشد، و آنچه را بر آنان كه از خاك خلق شدهاند لازم است كه در وقتى كه براى ملبس شدن بخلعتهاى رب الارباب در حضور حضرتش و حضور ملائكه رعايت و قيام نمايند، مراعات نما، و در اين وقت يعنى وقت رسيدن بحد بلوغى كه جدت محمد ٦ مقرر فرموده است قلب و ساير جوارح خود را با كمال ذلت و ادب براى خداوند جل جلاله حاضر كن، و آنچه مقتضى تعظيم و تكريم خلعتهاى الهى است كه بدست صاحب شريعت بتو عنايت شده است بجاى آور، و خود را بآن خلعتها ملبس نما.