برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٤٢ - فصل صد و پنجاه و دوم -(نامه امير المؤمنين
نمودند.
و بخدا قسم، اگر نكشته بودند مگر يكنفر را هر آينه خون ايشان و خون لشكريانشان بر من حلال بود؛ براى اينكه بقتل كشتهشدهگان راضى بودند، علاوه بر اينكه بيش از عده كه با خود آورده بودند كشتند، و بتحقيق كه خداوند شر آنان را زايل نمود[١] پس دورى از رحمت حق باد براى گروه ستمكاران.
اما طلحه را مروان با تير زد و بكشت، و اما زبير، من فرمايش رسول خدا ٦ را كه فرمود: همانا تو با على جنگ خواهى كرد در حالتى كه در حق او ظلمكننده هستى، بيادش آوردم، و اما عايشه همانا رسول خدا ٦ او را از اين سفر نهى فرموده بود، پس از روى ندامت و پشيمانى از آنچه از او سر زد دست بدندان گزيد.
و بتحقيق كه طلحه چون در منزل (ذاقار) وارد شد بر پاى خواسته و خطبه خوانده و گفت: اى گروه مردم، ما در باره عثمان بخطا رفتيم، خطائى كه از آن رهائى نيابيم مگر بطل كردن خون او، و على قاتل اوست و خون عثمان بر گردن اوست، كه اينك با شكاك يمن، و نصاراى قبيله ربيعه، و منافقان قبيله مضر در منزل (دارن) وارد شده است.
پس چون اين كلام طلحه و كلام قبيحى از زبير بمن رسيد بسوى ايشان فرستادم، و ايشان را بحق محمد ٦ قسم دادم، كه آيا شما با اهل مصر هنگامى كه عثمان را محاصره نموده بودند نزد من نيامديد؟ و گفتيد كه: با ما در قتل عثمان همراهى كن كه ما بغير از همراهى و مددكارى تو نيروى كشتن او را نداريم؛ و تو خود ميدانى كه وى ابو ذر را از مدينه بيرون كرد، و عمار را بقدرى زد كه بفتق مبتلا شد، و حكم بن ابى العاص را پناه داد در حالتى كه رسول خدا ٦ و ابو بكر و عمر او را طرد كرده بودند، و فاسق بحكم
[١] در نسخه بجاى
ُ( و قد ازال اللَّه منهم)
كه ترجمه شد
ُ( و قد ادال اللَّه منهم)
است، يعنى و بتحقيق خداوند چند روزى بآنان دولت داد، يعنى در اين چند روزه كه براى ايشان استيلا و غلبه بود اين همه ظلم و تعدى كردند.