برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٩١ - فصل صد و چهل و هفتم
كه بايد هر آن آرزوى آن نمايند.
و از آن جمله است، اينكه قومى را ديدهايم كه ميگويند: بر ما واجب است كه بسرور آن حضرت مسرور، و بحزن آن حضرت محزون باشيم، و آنچه در اين عالم است، و آنچه بما رسيده ببركت آن حضرت است، و بتوسط او ٧ بما رسيده و ميرسد، و ستمكاران و سلاطين جور از آن حضرت غصب و نهب نمودهاند، و با اين حال از اين غصب و نهب باندازه كه اگر درهم يا دينارى يا زمين و ملكى از ايشان غصب شود متأثر و غمگين نشوند، پس اين حالات و صفات با وفاى بحق خداوند و معرفت او جل جلاله و معرفت رسول خدا ٦ و معرفت اوصياء او : چه ربط و مناسبتى دارد؟
و از آن جمله است اين كه، بكسى كه ظاهرا علاقهمند بظهور آن حضرت است، و دعوى وفا دارى بآن حضرت نمايد، و براى غيبت حضرتش اظهار تأسف و اندوه نمايد، گفتم: اگر حضرت (مهدى) ٧ بتو بفرمايد: كه من از طريق پدران خود از رسول خدا ٦ دانستهام كه اگر من ظهور نمايم تا چشم تو بمن افتد فورا خواهى مرد، و لكن اگر ظهور من بتأخير افتد بيست سال ديگر با كمال خوشى و ثروت با اهل و عيال خود زندگانى خواهى كرد، آيا تأخير در ظهور آن حضرت را براى زندگانى چند روزه دنياى فانى اختيار نخواهى نمود؟
و از آن جمله است اينكه: بكسى كه در موالات و دوستى آن حضرت مبالغه ميكرد، گفتم: اگر آن حضرت بتو ابلاغ نمايد: كه سلطان بلاد تو روزى هزار دينار بتو خواهد داد، و در تمام مدت غيبت اين مبلغ بتو خواهد رسيد و براى تو حلال و طيب است، و آن سلطان هم اين امر را عملى نمايد و روزى هزار دينار بتو بدهد، پس از آن ابلاغ فرمايد كه: خداوند اذن ظهور داده و پس از اين اين مبلغ بر تو حلال نيست و در اخذ آن مأذون نيستى، آيا نزد تو بهتر و محبوبتر است كه غيبت من بطول انجامد و اين مستمرى باقى