برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٤٦ - فصل صد و بيست و هشتم
ميدهند، و اگر مقصود آنست كه من بكتاب خدا و سنت رسول ٦ عمل نمايم، همانا درباريان، از بستگان و خدم و حشم و ساير افراد مملكت تو زير بار آن نروند و تحمل آن را ننمايند، و ملوك و سلاطين اطراف نيز تحمل آن ننمايند و زير بار نروند.
و نيز اگر من بعدل و انصاف و زهد رفتار نمايم خواهند گفت: اين على بن طاوس علوى حسينى (حسنى ظ) از اين كارها قصدى ندارد مگر اينكه بعالميان بفهماند كه اگر خلافت بدست ايشان بود بهمين قاعده و طريقه رفتار مينمودند، و همانا در اين كار تنقيد و رد بر خلفاى گذشته است كه پدران تو هستند و قهرا طعن بر آنان خواهد بود، در آن حال ناچار همت بقتل من نموده و بپاره از اسباب و اعذار بىاساس متوسل شده و مرا بقتل خواهى رساند.
و اگر عاقبت كار من بسبب گناهى بصورت ظاهر، و ساختگى و بىاساس بهلاكت انجامد، و كار من كشته شدن باشد، همانا اينك در پيشگاه تو حاضرم، پيش از اينكه بصورت ظاهر گناهى از من سر زند هر چه خواهى با من بجاى آور، كه تو سلطانى هستى با اقتدار و پادشاهى هستى توانا.
و پس از آن در مقام حركت از بغداد برآمده و بحله منتقل شدم، و خداوند جلا جلاله برحمت و عنايت خود كه هميشه نسبت بسلف صالحين و ذريه ايشان مبذول داشته و دارد مرا از اين بلاها نجات داد كه بسلامت از اين گرفتاريها رستم.
پس اى فرزندم برحذر باش از اينكه سبب شوى كه شيطان پس از مرگم مرا شماتت نمايد، و بمن چنين بگويد: ديدى كه آخر بر فرزند و پاره جگرت ظفر يافته و او را اغوا نمودم، و تو اى فرزندم در قيامت بر ما وارد شوى در حالتى كه لباس ندامت و پشيمانى بر تن داشته باشى، و در ميان اهل سعادت مفتضح و رسوا بوده باشى، آيا با اين حال بچه اميدى جدت محمد ٦ و پدرت على ٧ و سلف اطهار خود را ملاقات خواهى نمود؟ و حال اينكه بر عليه ايشان قيام نموده، و نام مباركشان را زشت جلوه داده و براى چند روزه دنياى فانى خود را دشمن ايشان نموده.