برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٥٦ - فصل صد و پنجاه و سوم -(نامه على
انكار او نمايند؛ زيرا كه ايشانند عارفان به بندگان، خداوند در وقت گرفتن عهد و ميثاق بطاعت و پيروى از ايشان ايشان را بآنان شناسانده است، پس در كتاب خود ايشان را وصف نموده و ذكر فرموده است: وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ[١] (يعنى و بر اعراف مردمانى هستند كه ميشناسند همه را بعلامتشان) و ايشانند گواهان بر مردم، و انبياء گواهانند بر ايشان بگرفتن او جل جلاله عهد و ميثاق بندگان را بطاعت، و اين كلام خداوند است كه ميفرمايد: فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً[٢]، يعنى پس چگونه است، حال اين جماعت؟ هنگامى كه بياوريم از هر امتى گواهى و بياوريم ترا بر آنان گواه، آن روز دوست ميدارند آنان كه كافر شدند و نافرمانى كردند رسول را كه كاش هموار كرده شود بايشان زمين، و نه پوشانند از خدا سخنى را).
و هم چنين خداوند بآدم ٧ وحى فرمود كه: اى آدم مدت تو تمام شده و نبوت تو بسر آمده و روزگار تو بآخر رسيده و اجل تو رسيده است؛ پس نبوت و ميراث نبوت و اسم اللَّه، اكبر را به پسر خود هبة اللَّه واگذار؛ زيرا كه من زمين را بغير علامت و نشانه كه شناخته شود وانگذارم، پس پيوسته انبياء و اوصياء آن را بارث ميبردند تا اينكه امر به من منتهى شد، و من آن را بوصى خود على ٧ واميگذارم، و او از من بمنزله هارون است از موسى، و همانا على ٧ بفرزندان خود بارث ميدهد، زنده ايشان از ميت ايشان بارث ميبرند، پس هر كس بخواهد داخل بهشت پروردگار خود گردد البته بايد على و اوصياء بعد از او را دوست بدارد، و بولايت ايشان اقرار نمايد، و فضل ايشان را قبول كند؛ زيرا كه ايشان هاديان بعد از منند، خداوند فهم و علم مرا بايشان عطا فرموده
[١] سوره اعراف( ٧) آيه ٤٤.
[٢] سوره نساء( ٤) آيه ٤٠- ٤١.