برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢١٨ - وصيت امير المؤمنين
عاقل بادب پند گيرد، و چهارپايان بجز از زدن پند نگيرند، حق را فرا گير از هر كه باشد چه رفيع باشد و چه وضيع، و با بردبارى و حسن يقين اندوههاى وارده را از خود دور كن، هر كس ترك ميانهروى نمايد حيران و سرگردان بماند، و نيكو حظ و نصيبى است براى مرد قناعت نمودن، و بدترين مصاحب و همراه براى تو مرد حسود است، و در نااميدى تفريط است، و بخل ملامت آورد، و رفيق و دوست، خويش انسان است[١] (رفيق بايد مناسب باشد) و دوست آنست كه در غياب دوست دوست باشد (غياب و حضور او يكسان باشد) و هواى نفس با كورى شريك است، و از توفيق توقف كردن در حال حيرت است، و صفت يقين دوركننده اندوهها است، و عاقبت دروغ پشيمانى است، و در راستى سلامتى است، و بسا بيگانه كه از خويش نزديكتر است، و غريب آنست كه براى او دوستى نباشد، بدگمانى دوستى را ببرد، تب تشنگى آورد، و كسى كه از حق تجاوز كند راه بر او تنگ شود، و كسى كه بقدر و مقام خود اكتفا نمايد براى او بادوامتر خواهد بود، نيكو خوئى است برو نياوردن، و پستترين لآمتها (پستيها) سركشى در وقت قدرت است، و حيا سبب هر نيكى است، و محكمترين ريسمانها (وسيلهها) تقوى است، و محكمترين سببى كه بآن چنگ زنى سببى است كه ميان تو و خداوند بوده باشد، مسرور نمايد ترا آن كس كه غيبتت نمايد، افراط در ملامت آتش لجاج را بر افروزد، بسا بيمارى كه صحت يابد و صحيحى كه هلاك شود، و گاهى يأس ادراك است (در نااميدى اميدواريست) در حالتى كه طمع هلاككننده است، و هر عورت (زشتى) ظاهر نگردد، و هر فرصتى بدست نيايد، و بسا بينائى كه بخطا رود و بمقصد نرسد، و نابينائى كه برشد خود برسد، (بمقصود خود نايل گردد) و هر جوينده يابنده نيست، و چنين نيست كه هر كه احتياط كند و خود را بپايد نجات يابد، و شر و بدى را بتأخير انداز؛ زيرا كه هر وقت بخواهى بسوى آن توانى شتافت، بديگران احسان كن اگر دوست دارى كه بتو احسان
[١] در نسخه بجاى( الصاحب مناسب) كه ترجمه شد( الصامت مناسب) است يعنى شخصى ساكت صامت بمنزله خويش انسان است.