تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٢ - خطبه آن حضرت كه معروف بوسيله است
شهوتش را محصور كرد قدر خود را نگهداشت، هر كه زبانش را نگهدارد مردم او از او آسودهاند و بحاجت خود رسد، در زيرورو شدن اوضاع جوهر مردان دانسته شود، آينده روزگار اسرار نهان را براى تو عيان كند، كسى كه در تاريكى است از جهش برق بهرهاى نبرد هر كه حكمتدار شناخته شود بديده وقار و هيبتش نگرند، شريفترين توانگرى ترك آرزو است، شكيبائى سپر نداريست و آز نشانه فقر و نيازمندى است، بخل روپوش زبونى است، و دوستى خويشاوندئى است كه بدست آوردهاى، ندار با ترحم بهتر از توانگر جفاپيشه است؛ پند پناه آن كسى است كه پذيردش، هر كه نگاهش را رها كرد بهر جا و هر چه چشم انداخت افسوس فراوان خورد.
هر كه تنگ خلقست خاندانش از او دلتنگ باشند، هر كه (بخيرى) رسيد، گردن كشيد، كم است كه آرزو با تو راست گويد، تواضع بر هيبت تو بيفزايد، اخلاق خوش گنجهاى روزيست، هر كه جامه شرم در بر كرد عيبش از مردم نهان است، گفتار را باندازه دار زيرا هر كه اندازه نگهدارد رنج و هزينه او سبك، در آيد، راهجوئى تو در مخالفت هواى نفس است، هر كه روزگار را شناخت از آمادگى روى نتافت: هلا با هر نوشيدنى گلوگيرى است و در هر لقمه فرو بردنى خفهگى، بنعمت نرسى جز آنكه نعمت ديگرى از دست بدهى براى هر جاندارى قوتى است و براى هر دايهاى خورندهاى و تو خود قوت مرگى.
(١) أيا مردم- بدانيد هر كس بر روى زمين راه ميرود راستش بدرون آن ميخلد و شب و روز ستيزه دارند در ويران كردن بنيان عمرها.
أيا مردم- ناسپاسى نعمت پستى است و صحبت نادان بدبختى، نرمش در سخن از كرامتست مبادا خدعه كنى زيرا آن از اخلاق مردم پست است هر جوينده يابنده نيست و هر غائبى باز آينده، آنكه تو را