تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٠ - سفارش آن حضرت
ميخندند. و تكيه بر پشتى زده، و نگاه ميكنند و كسى نماند كه يك كلمه بيك مؤمن از دوستان ما كمك كرده باشد جز اينكه خداوند او را بىحساب ببهشت ميبرد.
(١)
سفارش آن حضرت ٧ بابى جعفر محمد بن نعمان احول
(٢) ابو جعفر گويد امام صادق ٧ بمن فرمود: راستى خدا جل و عز مردمى را در قرآن مجيد بفاش كردن راز سرزنش كرده است باو گفتم قربانت در كجاى قرآن؟ فرمود گفته خدا (٨٢- النساء) هر گاه بايشان خبرى از امن يا ناامنى برسد آن را فاش ميكنند- سپس فرمود كسى كه راز ما را بر زبان ما فاش كند چون تيغ كشنده بروى ما است، خدا رحمت كند بندهاى را كه علم محرمانه ما را بشنود و آن را زير پاى خود بخاك سپارد، بخدا من ببدان شماها از دامپزشك نسبت بچهارپايان داناترم، بدان شما آن كسانيند كه قرآن را همان ناهنجار خوانند، و نماز را همان در آخر وقت (يا آخر صف) گزارند، و زبانشان را نگه ندارند، بدان كه چون حسن بن على ٨ نيزه خورد و مردم در باره حكومتش اختلاف كردند كار را بمعاويه واگذارد و شيعه بر او گفتند (السلام عليك يا مذل المؤمنين) فرمود: من مؤمنان را خوار نكردم ولى عزيزكننده مؤمنانم، چون من ديدم شماها نيروى مقاومت (با هواداران معاويه) نداريد كار را واگذار كردم تا من و شماها در ميان آنها بمانيم، چنانچه آن عالم كشتى را معيوب كرد تا براى صاحبانش بماند و چنين است كار شخص من با شماها تا بمانيم در ميان آنها.