تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦٤ - وصف آن حضرت از امامت و امام و مقام او
امام يگانه روزگار خود است احدى همپايه او نيست و دانشمندى برابر او نيست، برايش عوضى نه و مانند و نظيرى ندارد، هر فضلى نطلبيده و كسب نكرده خاص او است كه حضرت وهابش بوى اختصاص داده كيست كه بمعرفت امام برسد و كنه وصفش را بفهمد.
(١) هيهات، هيهات، خردها گمند و خاطرهها سرگردان و خردها حيران، سخنرانان زبان گرفته و شاعران دلخسته و اديبان درمانده و بليغان لال و دانشمندان خاموش و سرافكنده از وصف يك مقام يا يك فضيلت او، همه بعجز و تقصير از آن اعتراف دارند تا چه رسد بكلى آن، يا كيفيتش را رسا گردند يا كسى باشد كه جاى او را بگيرد يا فائده او را بدهد از كجا؟ با اينكه او در آنجا است كه اختران از دسترس دستيازان و شرح وصفكنندهها بدورند، آيا پندارند كه امام در جز خاندان رسول خدا ٦ يافت شود؟ بخدا كه نفسهاى خودشان آنان را دروغگو شمارند و بيهودهها را آرمان دارند كه بپله بلندى و سختى پاى نهاده و بمنزل لغزندهاى كه آنان را بپرتگاه اندازد پا نهادهاند براى اينكه ميخواهند برأى خود امامى بسازند، چگونه ميتوانند امام براى خود انتخاب كنند با اينكه امام دانائيست كه جهلى ندارد، و سرپرستى است كه نيرنگ نبازد، معدن نبوتست، نسبش آلودگى ندارد و ديگرى در حسب بدو نرسد، خاندانش از قريش است و از صميم بنى هاشم و از خاندان رسول، شرف اشرافست و فرع عبد مناف.
دانش افزونست و تمام بردبار، در كار امامت نيرومند است و بسياست دانشمند، سزاوار رياست است و مفترض الطاعه، قائم بامر خدا است و خيرخواه بندههاى خدا. پيمبران و اوصياء ٦ را خدا توفيق دهد