تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٣٠ - پاسخ آن حضرت از مسائلى كه از وى پرسيدند
نشانه باطنشان، با حق مخالف نيستند، و در آن اختلاف ندارند، و از خداوند در باره آنها روشى مقرر شده، و حكم خدا در باره آنها امضاى گرديده، راستى در اين مطلب يادآوريست براى يادآوران، و چون آن را شنيديد درست تعقل كنيد، و بمحض روايت آن اكتفاء نكنيد، زيرا راويان كتاب بسيارند. و رعايتكنندههاى آن كميابند، و اللَّه المستعان.
(١)
پاسخ آن حضرت از مسائلى كه از وى پرسيدند.
در ضمن خبر مفصلى كه اندازه نياز آن را نقل كرديم (٢) معاويه مرد ناشناسى را فرستاد تا مسائلى را از امير المؤمنين ٧ بپرسد كه پادشاه روم از او پرسيده بود، و چون آن مرد بكوفه آمد با امير المؤمنين صحبت كرد حضرت او را ناشناس تشخيص داد، و از او بازجوئى كرد، و او هم بحقيقت حال اعتراف كرد، امير المؤمنين ٧ فرمود: خدا زاده هند جگر خوار را بكشد چه اندازه خود و همراهانش گمراهند، خدا او را بكشد كنيزى را آزاد كرد و چه خوب بود كه او را بزناشوئى ميگرفت: ميان من و اين امت خدا حكم باشد از من قطع رحم كردند و مقام بزرگ مرا كوچك كردند، و دوران مرا ضايع كردند.
بعد فرمود حسن و حسين و محمد را نزد من بياوريد، آنها را خواستند و فرمود اى برادر شامى اين دو فرزند رسول خدايند و اين فرزند من از هر كدام خواهى مسائل خود را بپرس. آن شامى گفت از اين (يعنى حسن) ميپرسم سپس چنين آغاز پرسش كرد:
ميان حق و باطل چند است؟ ميان آسمان و زمين چند فاصله است؟ ميان مشرق و مغرب چند است؟