تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٥٠ - پندهاى مسيح در انجيل و جز آن- از حكمتهاى او است
بنافرمانيش وانداشته، و همانا شما را در دنيا بر حلال كمك داده و حرام را در آن بر شما حلال نكرده، و همانا آن را بر شما توسعه داده تا در آن با هم گرمى و مهربانى و پيوست كنيد، و توسعهاش نداده تا در آن با يك ديگر قطع رحم كنيد و از هم ببريد.
(١) بحق بشما بگويم: كه مزد كار مورد رغبت است و بدان نرسد مگر كسى كه كار كند.
بحق بشما بگويم: كه درخت كامل نباشد مگر با ميوه خوب، همچنين ديندارى كامل نباشد مگر با كنارهگيرى از محارم.
بحق شما را ميگويم: كه زراعت به نشود جز بآب و خاك، همچنين ايمان به نشود جز بدانش و كردار.
بحق شما را ميگويم: كه آب آتش را خاموش كند، همچنين بردبارى خشم را خاموش ميكند.
بحق شما را ميگويم: آب و آتش با هم در يك ظرف جمع نشوند، همچنين دينفهمى و كورى در يك دل جمع نشوند.
بحق بشما ميگويم: كه باران بىابر نباشد، همچنين كردار خدا پسند جز با دل پاك ميسر نيست.
بحق شما را ميگويم: كه خورشيد وسيله روشنى هر چيز است، و دانش روشنى هر دل است، و تقوى سره هر دانش است، و حق باب هر خير است، و رحمت خدا باب هر حق است، و كليدهاى آن دعا و زارى و عمل است. و در بىكليد چگونه باز شود.