تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٥٦ - (شرح آن حضرت مر پرهيزكاران را)
بارهاش گويند بهراسد و گويد: من از ديگرى بخود داناترم و پروردگارم بمن داناتر است از خود من، پروردگارا مرا بدان چه گويند مگير و از آنچه پندارند بهتر ساز و آنچه كه نميدانند بيامرز زيرا تو علام الغيوبى.
(١) نشانه هر كدام اينست كه در ديندارى نيرومند است، و با آرامى خدا ترس است، و ايمانش بسرحد يقين است، و بدانش حريص است، و با نرمش زيرك است و با نگرانى بخشنده است، و دين را خوب ميفهمد، و دانسته بردبار است، و با توانگرى ميانهرو است، و در عبادت خشوع دارد، و در ندارى تجمل دارد، و در سختى شكيبا است، و در دست رنج خود ترحم ميكند، و حق را ميدهد، و بآرامى كسب ميكند و دنبال روزى حلال ميگردد، و در راه حق چالاك است، و از طمع خوددار، و براستى نيكوكار، و هنگام شهوت پارسا، ستايش آنكه نميفهمد او را فريب ندهد، و حساب كار خود را دارد، و براى خود در كار دنيا شتاب ندارد، كار شايسته كند و باز هم ترسانست، شام كند و متوجه شكر خدا است، و بامداد كند و همتش ذكر خدا است، در حذر شب گذراند و شادمان صبح كند، پرهيزنده است از غفلت كه از او پرهيزيده شده است، و بفضل و رحمت خدا داد شاد است، نفس سركش را در هوايش اجابت نكند، شاد است در آنچه بايدش حذر كرد، و روشنى چشمش در نعمت بيزوال است، و در آنچه فانيست بيرغبت است، حلم را بعلم در آميزد و علم را بعمل، او را نگرى كه تنبلى از او دور است، و چالاكيش پيوست است، و آرزويش نزديك و لغزشش اندك، و دلش خاشع، و نفسش قانع، جهلش نهان، و كارش آسان، دين نگهدار و شهوت كش غيظ فرو خور، خلق پاك، رازى كه باو سپردهاند بدوستان هم نگويد، و گواهى حق را از دشمنان هم دريغ