تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٤ - سفارش آن حضرت
كند كه كارش را بدان فراهم آورد و درست كند (يعنى در مقام دعوت ديگران به تشيع، خود را بزحمت ميندازيد زيرا در زمان تقيه بدين امر مأمور نيستيد).
(١) اى پسر نعمان اگر خواهى برادرت با تو يك دل باشد با او شوخى نكن و جدال نكن و باو نبال و با او ستيزه مجو، و دوستت را براز خودت آگاه مكن مگر آن رازى كه اگر دشمنت هم بفهمد بتو زيان ندارد، زيرا بسا كه دوستت روزى دشمنت شود.
اى پسر نعمان بنده مؤمن نباشد تا در او سه خصلت بود: يكى از خدا و يكى از رسول خدا و يكى از امام، اما آنچه از خدا عز و جل است رازپوش باشد، خدا جل ذكره ميفرمايد: (٢٦- الجن) غيب دانست خدا واحدى را برغيب خود مطلع نسازد، و اما آنچه از رسول خدا است ٦ اينست كه با مردم مدارا كند و با اخلاق اسلامى با آنها رفتار كند، و اما آنچه از امام است صبر در سختى و شدت تا خدا فرج بدهد.
اى پسر نعمان بلاغت به تيزى زبان و بيهودهگوئى نيست ولى رساندن مقصود و برهان درست است.
اى پسر نعمان هر كه نزد دشنامگوى باولياء خدا نشيند خدا را نافرمانى كرده، و هر كه در باره ما خشم كند و نتواند انتقام گيرد و آن را فرو خورد در درجه بلندتر با ما است، و هر كه روزش را با فاش كردن راز ما آغاز كند خدا بر او تيزى آهن و زندان تنگ را مسلط سازد.
اى پسر نعمان از دانشجوئى سه چيز مخواه، خودنمائى و باليدن و جدال كردن و آن را براى