تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٩ - نامه اى كه آن حضرت
بمجرد ترديد بخاك ميفكن و بىگله از او مبر، در برابر كسى كه با تو درشتى كند نرمش كن كه زودا برايت نرم شود، چه اندازه بريدن پس از پيوستن زشت است، و جفاكارى پس از دوستى و برادرى، و دشمنى پس از مهرورزى، و خيانت براى كسى كه برايت امانت دارى كرده، و نوميد كردن كسى كه بتو اميدوار بوده و نقض پيمان كسى كه در پناه تو در آمده، و اگر قطع با دوستت بر تو چيره شد در دلت بقيه بجا گذار كه اگر روزى پشيمان شدى راه بر گشت داشته باشى، هر كه تو را خوب پندارد پندارش را درست درآور، براى رفاقت حق برادرت را ضايع مكن زيرا كسى كه حقش را ضايع كنى برادر تو نيست، خاندانت بسبب تو بدبختترين خلق نباشند، شيفته كسى مباش كه از تو روگردانست و روگردان از كسى مباش كه شيفته تو است اگر اهل آن باشد، مبادا برادرت در بريدن از تو نيرومندتر باشد او پيوستن تو با او، و بر بدى كردن بتو نيرومندتر باشد از احسان كردن تو باو، و بر بخل نيرومندتر باشد از بخشيدن تو بر او، و بر تقصير نيرومندتر باشد از تو به فضيلت، ستم ستمكار بر تو ناهموار باشد زيرا او در زيان بخود كوشد و سود تو. سزاى آنكه شادت كند اين نيست كه باو بدى كنى، روزى دو تا است يكى را بجوئى و يكى تو را بجويد و اگرش نيائى نزد تو آيد.
(١) پسر جانم بدان كه روزگار پر زير و رو مىشود مباش كسى كه پر سرزنش دارد و عذرش نزد مردم كمتر است، چه زشت است خضوع هنگام نياز و جفاكارى در بينيازى، همانا بهره تو از دنيايت آنست كه صلاح آخرت باشد، براه حق خرج كن و خزينهدار ديگران مباش، اگر بر آنچه از دستت رفته جزع كنى پس بايد بر هر چه هم بدستت نيامده جزع كنى، بدان چه بوده دليل آور بر آنچه نبوده زيرا امور مانند هم