تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٧٢ - سپس بعد از رفتن او بمصر نامه اى باهل مصر نوشت كه آن را مختصر كرديم
(١)
سپس بعد از رفتن او بمصر نامهاى باهل مصر نوشت كه آن را مختصر كرديم
(٢) از طرف بنده خدا على امير المؤمنين بمحمد بن ابى بكر و اهل مصر، سلام عليكم.
اما بعد نامهات بمن رسيد و آنچه خواستار شدى فهميدم و خوشم آمد كه بدان چه از آن چاره ندارى و مسلمانان را جز آن اصلاح نكند متوجه شدى و پندارم كه آنچه تو را بر اين واداشت خوش قلبى و رأى پاك است.
اما بعد بر تو باد ملازمت تقوى از خدا در ايستادن و نشستن و نهان و آشكارت و چون ميان مردم قضاوت كنى فروتن باش و خوشرفتار و با چهره باز و همه را بيك چشم نگاه كن تا بزرگان طمع بطرفدارى تو از آنان نورزند و ناتوانان از عدالت تو نوميد نشوند بايد از مدعى بينه خواهى و از منكر قسم و هر كه با برادر خود صلح كند صلح او را امضاء كن مگر اينكه قرار صلح موجب حرام شدن حلال يا حلال شدن حرام باشد، فقهاء و راستگويان و اهل وفاء و حياء و ورع را بر اهل فجور و دروغ و خيانت برگزين و بايد صالحان نيكوكار برادرانت باشند و نابكاران حيلهگر دشمنانت، زيرا محبوبترين برادرانم نزد من كسانيند كه بيشتر ياد خدا باشند و سختتر از او بترسند و من اميدوارم تو از آنها باشى ان شاء اللّه.
من بشما سفارش ميكنم بتقواى خدا در آنچه شما از آن مسئوليد و از آنچه بسوى آن گرائيد زيرا خدا در قرآن خود فرموده است (٤٣- المدثر) هر نفسى گرو كار خويش است و فرموده (٢٨- آل عمران)