تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٠٩ - و از آن حضرت كلمات قصارى در اين معانى روايت شده است
اجازه كشتن ميداد و روز جمل بدنبال گريخته نميرفت و زخمدار را نميكشت، و هر كه سلاح بزمين ميگذاشت امانش ميداد، و هر كه بخانه خود پناهنده ميشد امانش ميداد، براى اين بود كه رهبر قشون جمل كشته شده بود و پشتيبانى نداشتند كه بدان برگردند و دوباره جنگ را از سر گيرند و مردم بخانه خود برگشتند و دست از جنگ كشيده و مخالفت را كنار گذارده، و قصد تفرقه نداشتند راضى بودند كه شمشير از آنها برداشته شود، حكم آنان برداشتن شمشير و خوددارى از آزارشان بود زيرا كمك براى ادامه جنگ نطلبيدند ولى مردم صفين بيك ستاد آماده و رهبر مقتدرى برميگشتند كه اسلحه و زره و نيزه و تيغ بر ايشان فراهم ميكرد، و عطاى وافر بآنها ميداد و از آنها پذيرائى ميكرد و بيمارشان را عيادت ميكرد، و شكسته آنان را بست و بند ميكرد، و زخمدارشان را درمان ميكرد، و بهر كه پياده بود مركب سوارى ميداد، و بهر كه برهنه بود جامه ميداد، و آنها را بجنگ و كشتار برميگردانيد، و باين دو دسته يك حكم نكرد چون حكم محارب از خداپرستان را ميدانست. بلى اين را برايشان توضيح ميداد و هر كه روگردان بود كشته ميشد يا اينكه بايد توبه كند.
١٣- و اما مردى كه بلواط اعتراف كرده بينه بر او اقامه نشده و خود بخودى اعتراف كرده، و امام بحق كه ميتواند از طرف خدا مجرمى را مجازات كند ميتواند هم از طرف خدا منت بر او نهد و عفوش كند آيا نشنيدى گفته خدا را؟ «اينست عطاى ما»- الآية- ما تو را بهمه چيزها كه از ما پرسيدى خبر داديم آن را بدان.
(١)
و از آن حضرت كلمات قصارى در اين معانى روايت شده است
(٢) ١- بيكى از مواليش فرمود: از فلانى عذرخواهى و گله كن و بگو چون خدا خير بندهاى را خواهد