تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٥٣ - (پند دادن آن حضرت و شرح حال تقصيركاران)
گويد اگر كار كردمى و رنج بردمى بهتر بود و باز هم عمر را بيباكانه ضايع ميكند و سرگرم دنيا است، اگر بيمار شود بتقصير در كار خود پشيمان باشد (١) و اگر تندرست باشد آسوده و مغرور بپايد و كار را پس اندازد، تا سالم است خود بين است و وقتى گرفتار شد نوميد، با صرف گمانى مغلوب نفس گردد با يقين بآخرت متأثر نگردد، در روزى بقسمت قناعت ندارد، و بدان چه خدايش ضمانت كرده اعتماد ندارد، و بدان چه بر او واجب است عمل نكند، در باره خود بشك اندر است، اگر توانگر شود مست گردد و بياشوبد، و اگر بينوا گردد نوميد و سست شود، پر گناه و نعمت خواره است، و فزونطلب و ناسپاس است، بمردم پردازد و خود را ببازد، اگر دلخواهى پيش آيد مرتكب شود بدان اميد كه توبه خواهد كرد و نميداند كه چه پيش خواهد آمد، نه شوقش بحق كشاند و نه هراسش او را برهاند، سپس هنگام سؤال اصرار ورزد و در كردار كوتاه آيد، در گفتار فراز گيرد و در كردار كاستى كند، اميدوار بسود كار نكرده است و از كيفر جرمى كه كرده آسوده است، بسوى كالاى دنيا كه فانيست بشتابد، و از آنچه پايدار است رو برتابد، از مرگ بترسد و از فوت وقت نهراسد، گناه اندك ديگرى را بسيار شمارد و بيش خود را كم بحساب آرد، طاعت خود را فزون بيند و همان را از ديگرى ناچيز، كمتر از گناه خود بر گناه ديگرى نگرانست و بكمتر از كردار او براى خود اميدوار، او بمردم طعن زننده باشد و بخود سهل انگار، در عافيت و خوشى امانت پرداز است و در حال خشم و گرفتارى خيانت كار، هر گاه عافيت يافت پندارد توبه كرده و اگر گرفتار شد پندارد كيفر كشيده، روزه را پس اندازد و بخوابيدن شتابد، و شب را بعبادت نگذراند و روز را روزه نباشد، بيخوابى نكشيده طالب صبح است و روزه نداشته در فكر شب است، از زير دست خود پناه بخدا برد و ببالا دست نزديك شود، مردم را برابر خود بدارد و خود برابر پروردگارش بر پا نايستد