تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٥ - نامه اى كه آن حضرت بجماعت شيعيان و يارانش نگاشته
سه چيز واننه نادانى خواستن و بىرغبتى بدانش و شرم از مردم، دانش بمانند چراغ زير سرپوش مصونست.
اى پسر نعمان راستى خدا جل و عز چون خير بندهاى را خواهد نقطه سپيدى در دلش بكوبد و دل براه حق در پرش افتد و سپس بعقيده شما گرايد شتابانتر از پرندهاى كه بآشيانهاش پرواز گيرد.
اى پسر نعمان راستى خداوند حب ما خانواده را فرود آورد از آسمان، از گنجينههاى زير عرش بمانند گنجينههاى طلا و نقره و آن را فرود نياورد جز باندازه و ندهد جز ببهترين مردم، و راستى كه براى آن ابرى باشد بمانند ابر باران، و هر گاه خدا خواهد هر كدام از خلقش را كه دوست دارد بدان مخصوص كند بدان ابر اجازه دهد تا ببارد چونان كه ابر ميبارد و بدان جنينى كه در شكم مادر است ميرسد.
(١)
نامهاى كه آن حضرت بجماعت شيعيان و يارانش نگاشته
(٢) اما بعد از پروردگارتان عافيت بخواهيد، نرمش و وقار و آرامش و آبروى خود را حفظ كنيد، از آنچه خوبانتان بركنارند بر كنار باشيد با اهل باطل مدارا كنيد، ستم آنها را بر خود هموار سازيد و با آنها نستيزيد، حق مسلمانى را ميان خودتان و آنها مراعات كنيد. گاهى كه با آنها همنشين و در آميزش و در گفتگو شويد، شما از همنشينى و آميزش و ستيزگى با آنها بايد تقيه را رعايت كنيد كه خدا بشما فرمانش را داده است، هر گاه بآنها گرفتار شويد شما را آزار دهند و از چهره شما بدخواهى را بخوانند و اگر نه اين بود كه خدا شر آنها را از شماها دفع كرده بشما يورش ميبردند، دشمنى و كينهاى