تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤٥ - معنى فسق
گمراهى و معنى آنست تا باين صفت است و اگر از راه نافرمانى بر پايه تمرد و بىاعتنائى و سهلانگارى بدان گرايد كفر است، و اگر از راه ميل بتدين بدان گرايد بملاحظه تأويل و تقليد و تسليم و رضا بگفته پدران و گذشتگان خود شرك آورده و كم است كه انسان بگمراهى بپايد و ميل و هواى نفسش او را ببعضى از آنچه شرح داديم نكشاند.
(١)
معنى فسق
(٢) هر گناه كبيرهايست كه مرتكب آن گردد، براى لذت و شهوت و شوق غالب بدان درآيد اين فسق است و مرتكبش از ايمان بدر است از نظر فسق، و اگر آن را ادامه دهد تا بحد سهل انگارى و بىاعتنائى بكشد از نظر سهل انگارى و بىاعتنائى كافر است.
و معنى ارتكاب گناهان كبيره كه ايمان را تباه سازد اينست كه غرق معاصى كبيره شود بىتمرد و تدين و نه براى لذت و شهوت بلكه براى حميت و غضب پر دستاندازى كند، و دشنام دهد، و بكشد، و اموال را بگيرد، و حقوق را حبس كند، و جز اينها از گناهان كبيرهاى كه مرتكبش از راه لذت نميكند، و از اين قسم است سوگندهاى دروغ و گرفتن ربا و جز آنها كه مرتكبش براى لذت انجام نميدهد مانند ميخوارى، و زنا و بازى سرگرم كن، مرتكب همه اين گونه اعمال ايمان را تباه كرده و از آن بدر آمده براى اينكه از اين راه مرتكب كبيره شده، ولى مشرك و كافر و گمراه نيست بلكه نادانى كرده بيك نوع نادانى كه ما شرح داديم. و اگر ميلش او را بكشاند بيكى از انواعى كه شرح كرديم از براى مرتكبين، حال آنها را پيدا ميكند.
______________________________
[١]
كذا و يحتمل تصحيفه من القذف.