تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥١٦ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت رسيده
كند بدان چه كرديد و الحمد للَّه رب العالمين و صلى اللَّه على محمد و آله اجمعين.
(١)
كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت رسيده
(٢) ١- جدال مكن تا احترامت برود و شوخى مكن تا بر تو دلير شوند.
(٣) ٢- هر كه بپائين نشستن در مجلس خشنود باشد پيوسته خدا و فرشتهها بر او رحمت فرستند تا برخيزد.
(٤) ٣- بكسى كه نشانه امامت خواسته بود نوشت: هر كه آيه يا برهانى خواهد و آنچه را خواسته باو عطا شود سپس از امامى كه نشانه از او خواسته برگردد عذابش دو چندان گردد، و هر كه باوفا بماند از طرف خدا تاييد شود، مردم عادت دارند نامههائى جعل كنند و منتشر سازند، از خدا راه حق را خواهانيم همانا بر سر دوراهيم يا تسليم بحق و يا هلاكت مطلق وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ.
(٥) ٤- بيكى از شيعيانش كه اختلاف شيعه را بوى نمود نوشت همانا خدا با خردمند گفتگو دارد و مردم در باره من چند دستهاند يكى بيناى بر راه نجات و متمسك بحق و علاقمند بفرع حقيقت، بىشك و ترديد و جز من پناهى نجويد، و يك دسته حق را از اهلش بدست نياورده و چون دريا نورد است كه با موج آن موج بردارد و هنگام آرامش آن آرام باشد، و يك دسته را شيطان مسخر دارد و كارشان رد بر اهل حق و دفع حق بباطل است از روى حسدى كه در دل دارند، آنكه براست و چپ ميرود واگذارش، راستى اگر چوپان خواست گوسفندان خود را گرد آورد بكمتر تلاشى آنها را فراهم سازد، مبادا