تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٥٥ - (شرح آن حضرت مر پرهيزكاران را)
و عذابش را بخوبى ميچشند، دل غمين و بىآزارند لاغراندام و كمنياز و پارسايند و باسلام كمك فراوان كنند، چند روزى صبر كردند و بدنبالش آسايش طولانى و پرسود بدست آوردند خداى كريمشان فراهم آورد، دنيا آنها را خواست و آنان دنيا را نخواستند و بدنبالشان دويد و آن را درمانده ساختند، اما در شب بر سر پا بايستند و قرآن را بخوانند بآرامى و با آن خود را بغم آخرت اندازند، و دواء درد خود را برانگيزند، غمشان برافروزد، و بر گناه خود بگريند، و دردناك و دلريش شوند، چون بآيه تشويق بگذرند بدان دل دهند و جانشان از شوق سربرآرد، و پندارند آن وعده جلو چشمشان حاضر است، و چون بآيه بيم گذرند با گوش دل آن را بشنوند و پندارند كه ناله و شهيق جهنم در توى گوش آنها است آنان كمر بسته و پيشانى و كف و سر انگشت بر زمين نهاده و از خداى بزرگ آمرزش گناه و برائت از دوزخ ميخواهند.
(١) در روز فرزانگان و دانشمندان و نيكوكاران و پرهيزكارانند، ترس از خدا آنها را بمانند چوبه تير نزار كرده، هر بيننده بدانها نگرد پندارد بيمارند و گويد خود باختهاند، با نهاد اين مردم فكر بزرگى درآميخته گاهى كك بياد بزرگى خداى تعالى و شدت سلطان اويند بهمراه ياد مرگ و هراسهاى قيامت، اينست كه دلهاشان را از جا كنده و تصوراتشان را برآشفته، و خردشان را از سر بدركرده، و چون از اين باره نگرانند بدرگاه خدا شتابند بوسيله كارهاى خوب، بكم خشنود نباشند و بسيارش را هم فزون نشمارند آنان خويش را متهم بتقصير دانند، و از كردار خود نگرانند، هر گاه يكى از آنها را ستايند از آنچه در